کشکول من
نویسنده: خسرو حسینی پژوه - ۱۳٩٥/٢/٢٢

اگر امروز میبینی که که زنانی بی محابا بدون حجاب سر و بلکه بدون حجاب بدن
 در خیابان ها جولان میدهند یا اگر میبینی پسران آرایش کرده را.... اینها را عامل اصلی
 ندان و به این ها حمله نکن اینها تنها سیاهی لشگر هایی هستند که به خاطر 
بیمایگی فکری به این روز افتاده اند . هنر پیشه های اصلی  و کار گردان را در خیابان ها 
نمی بینی. کارگردانها همان هایی هستند که زمینه استعمار و وادادگی را به بهانه 
تامین آب و غذای  مردم فراهم میکنند و از این سیاهی لشکر ها استفاده میکنند. 
و البته سناریو نویس و تهیه کننده  هم در آن طرف مرزها هستند.  هدفت را این
 بیمایگان فرهنگی  قرار نده هدف سیبل مقابل  نیست. خال سیاه  کسان
 دیگر هستند. نوک مگسک را را بر روی کارگردن اصلی و تهیه کننده تنظیم کن
نویسنده: خسرو حسینی پژوه - ۱۳٩٥/٢/٢٢
اونهایی که به خاطر تحریم ها استحوانهاتون شکسته . اونهایی که تحریم آب خوردن
 را از شماگرفت اونهایی که . ...
ناراحت نباشید. خورشید برجام دیگه داره میتابه بیایید که برجام چه چیز ها که نمیاره .
 آهای استخوان  خرد شده ها مگه مشکل شما رنگ مو  رژلب و .... نبود  خب دیگه 
انتظارتون به سر رسید همین روزهاست که این مشکل حل بشه. مگه مشکل شما 
ماشینهای لوکس آمریکایی نبود غصه به سر اومد اونها هم تو راهن. مکدونالد میخواستی 
اونم داره میاد
آهای استخوان خرد شده ها چه میکنه این برجام!!!!!!!!!!!!
پی نوشت:
وب‌سایت صدای آمریکا در گزارشی نوشت: رقابت برندهای لوازم آرایش و مد غربی
 برای ورود به ایران در حالی داغ شده است که وقتی «نگین فتاحی - داسمال»
 اولین شعبه از سالن‌های زنجیره‌ای آرایش ناخن خود را در ایران افتتاح کرد، 
با استقبال مدگراهای ایرانی مواجه شد. ...با لغو تحریم‌های اقتصادی بین‌المللی
 ایران، وقت آن رسیده است که یک برند ممتاز بین‌المللی وارد ایران شود.....شرکت
 لوازم آرایش فرانسوی «سفورا» نیز در ایران شعبه ‌باز می‌کند.....مرکز 
پژوهش‌های مجلس بازار لوازم آرایش ایران را بیش از چهار میلیارد دلار 
در سال تخمین زده است.
نویسنده: خسرو حسینی پژوه - ۱۳٩٥/۱/٢٢

جان کری چند روز پیش گفت : آمریکا آماده همکاری با ایران برای حل‌ موضوع آزمایش‌های موشکی تهران است. وزیر خارجه آمریکا که به حاشیه خلیج فارس سفر کرده است می‌گوید که واشنگتن آماده همکاری با ایران برای حل و فصل موضوع آزمایش‌های موشکی این کشور است.

 

  واقعا باید از آمریکا ممنون باشیم اینقدر به فکر ماست اونم بی منت و چشم داشت. قبلا با ما همکاری کرد تا مشکل عظیم هسته ای مون  که مانع  تامین آب خوردن مردم بود و  باعث فقیر شدن ما  و خرد شدن استخوان مون شده بود و حتی عامل حضور ریز گردها و  آلودگی هوا و ..... حتی  تک شدن نمره درس پسر همسایه مان  و سر خوردن من تو زمستون و گم شدن پول پسرم شده بود حل بشه . حالا هم که آمادهست که مشکل عظیم  داشتن موشک های دوربرد ما را حل کنه و ما بتونیم بتون بریزیم تو کارخانه های ساخت موشک و تونلهای نگهداری موشک های ساخته شده . حتی میوتنه کمک کنه ما  برای اولین باز جزء فروشندگان موشک های بالستیک قرار بگیریم و موشکهامون را به فروشیم به اونها و در مقابل پیچ و مهره از اونها تحویل بگیریم همون طور که کمک کرد تا با دادن اورانیوم غنی شده مان و در عوض گرفتن اورانیم غنی نشده (کیک زرد)  جز فروشندگان اورانیوم غنی شده قرار گرفتیم  البته ببخشید اگر این فروشنده بودن قلابی  فقط یه بار میتونه اتفاق بیافته چون دیگه اورانیوم غنی شده ای نمیتونیم تولید کنیم  که  حتی اگر اجازش را هم بدهند بتونیم بفروشیم. چه لطف بزرگی داره این آمریکا البته نباید زحمت دولت  پر تدبیر روحانی را در این موفقیت بزرگ دست کم گرفت اگر نبود این دولت چطور ممکن بود بتونیم موشک بالستیک بدیم پیچ و مهره تحویل بگیریم . خدا این دولت را برای آمریکای محبوب و مهربان حفظ کنه و آمریکا را برای این دولت.

نویسنده: خسرو حسینی پژوه - ۱۳٩٥/۱/۱٤

 ۱. پیش بردن جامعه به اغتشاش و نا امنی

هر کسى امروز جامعه را به سمت اغتشاش و ناامنى سوق بدهد، از نظر عامه‌‌ى ملت ایران انسان منفورى است؛ هر که میخواهد باشد. هر هدفى را که این ملت بخواهد به آن برسد، در سایه‌ى آرامش و امنیت خواهد رسید. ۱۳۸۸/۰۴/۲۹

۲. ضربه زدن به نظام جمهوری اسلامی از درون

 آن کسانى که میخواستند از درونِ این نظام، به نظام جمهورى اسلامى ضربه بزنند، نتوانستند موفق بشوند ۱۳۸۸/۰۵/۱۲

 ۳. ضربه به ملت و تلخ‌کردن کام مردم پس از شادی بزرگ مشارکت در انتخابات

اما در همین فرصت بزرگ، در همین شادى بزرگ، دستهائى به کار افتادند براى اینکه ضربه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اى به ملت ایران بزنند

، دهانها را قدرى تلخ کردند؛ اما نتوانستند آن کارى را که میخواهند، انجام بدهند. این هوشیارى شما ملت بود. این تجربه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى ما بود که بدانیم دشمن ما کمین کرده است. بعضى از خواص هم البته مردود شدند. این انتخابات بعضى‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها را مردود کرد ۱۳۸۸/۰۵/۱۲

 

۴. نابود کردن حادثه افتخار‌آمیز انتخابات پرشور ۸۸

 ۵. هتک آبروی نظام در مقابل ملتها

ظلمى که به مردم شد، آن ظلمى که به نظام اسلامى شد، آن هتکى که از آبروى نظام در مقابل ملتها به وسیله‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى بعضى انجام گرفت، اینها همه را ندیده میگیرند...

مسئله‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى اصلى این است که مردم در یک حرکت عظیمى، در یک انتخابات پرشورِ خوبِ کم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نظیرى حضور پیدا کردند و این رأى بالا را توى صندوقها ریختند. هشتاد و پنج درصد شوخى است؟ این انتخابات، نظام را که در این یکى دو سال اخیر همین طور پى‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌درپى پیشرفتهاى اقتصادى و علمى و سیاسى و امنیتى و بین‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌المللى براى خودش کسب کرده بود، در یک مرحله‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى عالى از امتیاز و آبرو قرار میدهد، بعد ناگهان مشاهده میکنیم یک حرکتى صورت میگیرد براى نابود کردن این حادثه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى افتخارآمیز! مسئله‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى اصلى این است.

این جریان، چه پیشقراولانش دانسته باشند، چه ندانسته باشند، یک جریانى بود طراحى‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شده؛ تصادفى نبود. همه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى نشانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها نشان میدهد که این جریان طراحى‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شده بود، حساب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شده بود.

اینها صحنه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گردانهائى دارند، صحنه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گردانهائى هم پیدا خواهند کرد. ۱۳۸۸/۰۶/۰۴

 

۶. تهمت زدن به نظام اسلامی

 تهمت زدن به یک شخص گناه است، تهمت زدن به یک نظام اسلامى، به یک مجموعه، گناه بسیار بزرگترى است. ۱۳۸۸/۰۶/۲۹

 ۷. زمینه‌سازی برای آشوب و اغتشاش

توى همین قضایاى بعد از انتخابات واقعاً غفلت بزرگى کردند. مردم را به خیابانها دعوت کردند؛ چرا نیروى فشار درست کردن. مأمنى درست میکنند براى آن کسى که میخواهد ایجاد آشوب و اغتشاش کند؛ اینها غفلتهاست. یعنى در سیاست، غفلتها گاهى مثل خیانتها خیلى ضربه میزند.  ۱۳۸۸/۱۱/۱۳

 ۸. تکذیب و تهمت به نظام

۹. خدشه به رأی مردم و نفی آن

در این فتنه‌هاى بعد از انتخابات، آن چیزى که اساس قضیه است، این است که رأى مردم و حضور مردم از نظر یک عده‌اى نفى شد، مورد خدشه قرار گرفت، نظام تکذیب شد، مورد تهمت قرار گرفت. گناه بزرگى که انجام دادند، این بود. اینها بایست تسلیم میشدند.

 حضرت نوح نبى‌اللَّه (على نبیّنا و علیه السّلام) به فرزندش فرمود: «یا بنىّ ارکب معنا و لا تکن مع الکافرین».(۵) نظام اسلامى هم تأسیاً به حضرت نوح، به همه میگوید: بیائید با ما باشید، بیائید وارد این کشتى نجات شوید، «و لا تکن مع الکافرین». هدف و مبنا این است. ما هیچ کس را از نظام بیرون نمیکنیم؛ اما کسانى هستند که خودشان، خودشان را از نظام بیرون میکنند؛ خودشان را از نظام خارج میکنند.  ۱۳۸۸/۱۲/۰۶

 ۱۰ . تلاش برای تغییر نتائج قانونی انتخابات با زور خشونت و اردوکشی خیابانی

انتخاباتى انجام میگیرد، یک حرکت قانونى اتفاق مى‌افتد، یک نتیجه‌اى هم با خود به دنبال مى‌آورد؛ این نتیجه را  به زور خشونت بخواهند عوض کنند. یک عده‌اى را بکِشند توى صحنه؛ احیاناً اگر اقتضاء شد، خشونت هم بکنند، آتش‌سوزى هم راه بیندازند، بانک هم آتش بزنند، اتوبوس هم آتش بزنند، براى اینکه نتائج قانونى را برگردانند. خوب، این حرکتى است که هم خلاف شرع است، هم خلاف قانون است. پیداست این حرکت، حرکت هدایت شده‌اى از طرف بیگانگان است. یک چنین اتفاقى را میخواستند در کشور پیش بیاورند. ۱۳۸۹/۰۱/۰۱

 

۱۱. امیدوار کردن جبهه دشمن

. کسانى که فتنه‌ى سال ۸۸ را شروع کردند - حالا یا خودشان طراحى کرده بودند، یا دیگران طراحى کرده بودند؛ نمیخواهیم نسبتى بدهیم، ولى به هر حال این فتنه طراحى شده بود - به کار کشور ضربه‌ى سختى زدند. اگر این فتنه نبود، بلاشک کارهاى گوناگون کشور بهتر پیش میرفت. اینها دشمنان را امیدوار کردند و روحیه دادند به کسانى که علیه نظام اسلامى جبهه‌بندى کرده‌اند و یک جبهه‌اى تشکیل داده‌اند.  ۱۳۸۹/۰۶/۰۸

 ۱۲. ی بصیرتی و چشم‌بستن بر روی حقایق واضح

ایراد کار بسیارى از کسانى که در لغزشگاه‌هاى بى‌بصیرتى لغزیدند و سرنگون شدند، این است که نگاه نکردند و چشم خودشان را بر یک حقایق واضح بستند. انسان باید نگاه کند؛ وقتى که نگاه کرد، آنگاه خواهد دید. ما خیلى اوقات اصلاً حاضر نیستیم یک چیزهائى را نگاه کنیم. انسان مى‌بیند منحرفینى را که اصلاً حاضر نیستند نگاه کنند

 

 ۱۳. سرپیچی از راه معقول قانونی

اگر شما نگاه کردید دیدید یک راه معقول قانونى‌اى وجود دارد و کسى از آن راه معقول قانونى سرمیپیچد و کارى میکند که براى کشور مضر است، ضربه‌ى به منافع ملت است، خوب، با نگاه عادلانه، با نگاه متعارف، با نگاه غیرجانبدارانه، معلوم است که او محکوم است

 انسان با اینکه جان خودش را خیلى دوست دارد، اما گاهى ممکن است در حال رانندگى هم یک لحظه حواسش پرت شود، یک لحظه چرت بزند، یک ضایعه‌اى پیش بیاید. لغزشهائى که در این زمینه پیش مى‌آید، اینها را نمیشود گناه دانست؛ اما اگر چنانچه تداوم پیدا کند، این دیگر بى‌بصیرتى است، این دیگر غیر قابل قبول است. ۱۳۸۹/۰۸/۰۴

۱۴. سرپیچی از راه معقول قانونی

اگر شما نگاه کردید دیدید یک راه معقول قانونى‌اى وجود دارد و کسى از آن راه معقول قانونى سرمیپیچد و کارى میکند که براى کشور مضر است، ضربه‌ى به منافع ملت است، خوب، با نگاه عادلانه، با نگاه متعارف، با نگاه غیرجانبدارانه، معلوم است که او محکوم است

 انسان با اینکه جان خودش را خیلى دوست دارد، اما گاهى ممکن است در حال رانندگى هم یک لحظه حواسش پرت شود، یک لحظه چرت بزند، یک ضایعه‌اى پیش بیاید. لغزشهائى که در این زمینه پیش مى‌آید، اینها را نمیشود گناه دانست؛ اما اگر چنانچه تداوم پیدا کند، این دیگر بى‌بصیرتى است، این دیگر غیر قابل قبول است. ۱۳۸۹/۰۸/۰۴

 

۱۵. بازیچه دشمن

اینهائى که عامل فتنه بودند - توى خیابان، یا بعضى از سخنگویانشان - اغلب ندانسته وارد این میدان شده بودند؛ اما دستهائى اینها را هدایت میکرد، نمیفهمیدند. حالا این که چطور بعضى‌ها وارد این میدان شدند، چطور ندانسته به دشمن کمک کردند، خودش تحلیلهاى دقیق روانشناختى دارد؛ اما واقعیت قضیه این است که عرض کردم. این مسئله خیلى کار بزرگى بود؛ این کار را شما جوانها به سامان رساندید. ۱۳۸۹/۰۸/۱۲

این کسانى که شما بهشان میگوئید سران فتنه، کسانى بودند که دشمن اینها را هل داد وسط صحنه. البته گناه کردند. نبایستى انسان بازیچه‌ى دشمن شود؛ باید فوراً قضیه را بفهمد. اگر اول غفلتى کرده است، وسط کار وقتى فهمید، بلافاصله بایستى راه را عوض کند. خوب، نکردند. عامل اصلى دیگرانى بودند که طراحى کرده بودند، به خیال خودشان محاسبه کرده بودند. به گمان آنها بساط جمهورى اسلامى بنا بود جمع شود؛ نه فقط حقیقت دین، حتّى شعارهاى دینى هم باقى نمانَد؛ برنامه این بود.  ۱۳۸۹/۱۰/۱۹

 

16 امیدوار کردن دشمن

 گناه بزرگى که برخى از دست‌اندرکاران فتنه‌ها در کشور انجام میدهند، امیدوار کردن دشمن است؛ دشمن را امیدوار میکنند که میتواند منفذى در بین مردم، در بین عوامل گوناگون، در بین مسئولان نظام باز کند.  ۱۳۸۹/۱۰/۰۸

17- آخرین نمایشنامه‌ى آنها که روى صحنه آمد، همین فتنه‌ى ۸۸ بود. در حقیقت، یک تلاشى بود. یک عده‌اى در داخل، به خاطر حب به نفس، حب به مقام - از این قبیل امراض خطرناک نفسانى - اسیر این توطئه شدند. من بارها گفته‌ام؛ طراح و نقشه‌کش و مدیر صحنه، در بیرون از این مرزها بود و هست. در داخل با آنها همکارى کردند؛ بعضى دانسته، بعضى ندانسته.  ۱۳۸۹/۱۱/۱۵

 

18- دعوا راه انداختن و مضطرب کردن ملت و خوشحال کردن دشمن

19- تمکین نکردن به قانون و رأی مردم

ادعا کردند که قانون‌گرا هستند، بعد خب مردم به آنها رأى ندادند، اکثریت مردم به کس دیگرى رأى دادند؛ اینها بنا کردند دعوا راه انداختن که چرا! کشور را، ملت را مدتى مضطرب کردند، دشمن را خوشحال کردند؛ البته آخرش هم در مقابل مردم دیگر تاب نیاوردند و عقب نشستند.

گناه آتش‌افروزان فتنه‌ى ۸۸ همین بود که به قانون تمکین نکردند، به رأى مردم تمکین نکردند. ممکن است کسى بعد از انتخابات اعتراض داشته باشد؛ خیلى خوب، این اعتراض ایرادى ندارد؛ اما راهِ قانونى دارد که چگونه باید این اعتراض را بیان و دنبال کرد. اگر قانون را قبول داریم، باید از آن راه برویم. این هم نکته‌ى اصلى است.  ۱۳۹۰/۰۷/۲۰

 

20- یزاری نجستن از آشوبگران

حرف من در فتنه‌ى ۸۸ هم همین بود. در فتنه‌ى ۸۸، چند روز بعد از انتخابات به آن عظمت، یک عده‌اى آمدند اظهار مخالفت کردند، یک عده هم از این فرصت استفاده کردند؛ سلاح گرفتند، کار را به آشوب و تشنج کشاندند، پایگاه بسیج را گلوله‌باران کردند. حرف ما این بود: آن کسانى که به نام آنها این کارها انجام میگرفت، باید همان وقت اعلامیه میدادند، اعلام بیزارى میکردند، میگفتند اینها از ما نیستند؛ اما نکردند. اگر این کار را میکردند، فتنه زودتر ریشه‌کن میشد؛ مسائل بعدى هم پیش نمى‌آمد.  ۱۳۹۱/۰۷/۱۹

21-انتخابات را مظهر اختلافات وانمود کردن

انتخابات براى کشور مایه‌ى آبروست، مایه‌ى افتخار است. همه مراقب باشند که انتخابات مایه‌ى بى‌آبروئى براى کشور نشود؛ آنطورى که در سال ۸۸ یک عده‌اى سعى کردند انتخابات را مظهر اختلافات وانمود کنند، جنجال سیاسىِ طبیعىِ انتخابات را تبدیل کنند به یک فتنه.  ۱۳۹۱/۰۷/۲۴

 

22-.یجاد تلاطم و گرفتن آرامش عمومی و ثبات از ملت

در هر دو مورد سعى‌شان این بود که بتوانند ثبات سیاسى را در کشور به هم بزنند؛ سعى‌شان این بود که تلاطم ایجاد کنند؛ این آرامش عمومى را، این ثبات را از این ملت بگیرند. ۱۳۹۱/۰۷/۲۴

23- قانون‌شکنی و دشمن‌شاد کردن کشور

بدترین خاطره‌ها مربوط به جرزنى‌هاى سیاسى یک عده آدم نادان، ناباب و بعضاً معاند در قضیه‌ى انتخابات بود. خب، در هر قضیه‌اى، در هر حادثه‌اى ممکن است یک عده‌اى قبول نداشته باشند، معترض باشند. چگونه باید اعتراض را نشان داد؟ قانون، راه معین کرده است. چرا قانون‌شکنى کنند؟ چرا براى مردم هزینه درست کنند؟ چرا کشور را دشمن‌شاد کنند؟ چرا برنامه‌هائى را که عفونت تصمیم‌گیرى‌ها و ترفندهاى دشمن از آن بلند و آشکار است، اجرا کنند؟ قانون، راه معین کرده است. آنجا ما گفتیم، به همه هم گفتیم، همه‌ى اطراف قضیه هم ملزم بودند که بر طبق آنچه که گفته شده است - که مرّ قانون است - عمل کنند. چرا نکردند؟!  ۱۳۹۰/۱۰/۱۹

24- ایجاد هزینه و زحمت برای کشور و مردم

البته کسانى بخواهند از طرق غیر قانونى عمل کنند، خب به ضرر کشور میکنند؛ کمااینکه در سال ۸۸ از راه‌هاى غیر قانونى وارد شدند، کشور را دچار هزینه کردند، براى مردم اسباب زحمت درست کردند، براى خودشان هم اسباب بدبختى و سرشکستگى در زمین و در ملأ اعلى شدند. ۱۳۹۱/۱۰/۱۹

 

25- تلاش برای قراردادن مردم در مقابل نظام

دشمن تلاش میکند زحمت مردم را باطل کند - همچنان که در سال ۸۸ کردند - این هم یکى از کارهاى دشمنان بود؛ کسانى را وادار کردند که برخلاف قانون، توقعاتى بکنند و بر اساس آن توقعات، سعى کنند مردم را در مقابل نظام قرار دهند.

کارشان منطقى نبود، معقول نبود؛ براى کشور هزینه درست کردند. خب، کشور بر این مسائل فائق مى‌آید. نظام جمهورى اسلامى قوى است. این خرابکارى‌ها و انگشت توى چشم کردنها و این مزاحمتها و آزارها، جمهورى اسلامى را که از پا نمى‌اندازد. منتها براى کشور هزینه درست میشود. ۱۳۹۲/۰۲/۱۶

 

26- تخلف از قانون

آنجائى اشکال پیش مى‌آید که تخلف از قانون انجام میگیرد. سال ۸۸ اشکالاتى که وارد شد، خسارتى که به کشور وارد کردند و نگذاشتند کشور و ملت طعم آراء چهل میلیونى را درست بچشد، به خاطر تخلف از قانون بود. یک عده‌اى یا براى خاطر اغراض نفسانى، یا هدفهاى خلاف سیاسى، یا هرچه - حالا در آن زمینه نمیخواهیم قضاوتى بکنیم - از قانون تخلف کردند، خطا کردند، از راه غیر قانونى وارد شدند؛ هم به خودشان صدمه زدند، هم به ملت صدمه زدند، هم به کشور صدمه زدند. راه درست، راه قانون است. همه تابع قانون باشند، همه تسلیم قانون باشند. ۱۳۹۲/۰۲/۲۵

 

27- قرار دادن کشور در لبه‌ی پرتگاه خشونت و خونریزی بر سر قدرت

 البته درسال ۸۸ بعضى خطاى بزرگى را مرتکب شدند، کشور را در لبه‌ى یک چنین پرتگاهى قرار دادند، یک مشکل اینچنینى را براى کشور تدارک دیدند؛ اما بحمدالله خداى متعال کمک کرد، ملت توانست از این مشکل عبور کند. ۱۳۹۲/۰۴/۳۰

 

28- ایستادگی غیرقانونی و غیر نجیبانه در مقابل جریان قانونی کشور

قراردادن کشور در لبه پرتگاه اختلافات و جنگ داخلی

من خواهش میکنم اگر چنانچه مسائل سال ۸۸ را مطرح میکنید، مسئله‌ى اصلى و عمده را در این قضایا مورد نظر و در مدّ نگاهتان قرار دهید؛ آن مسئله‌ى اصلى این است که یک جماعتى در مقابل جریان قانونى کشور، به شکل غیر قانونى و به شکل غیر نجیبانه ایستادگى کردند و به کشور لطمه و ضربه وارد کردند؛ این را چرا فراموش میکنید؟

اما در این قضایا، مسئله‌ى اصلى گم نشود. خب، در انتخابات سال ۸۸، آن کسانى که فکر میکردند در انتخابات تقلب شده، چرا براى مواجهه‌ى با تقلب، اردوکشى خیابانى کردند؟ چرا این را جواب نمیدهند؟ صد بار ما سؤال کردیم؛ نه در مجامع عمومى، نخیر، به شکلى که قابل جواب دادن بوده؛ اما جواب ندارند. خب، چرا عذرخواهى نمیکنند؟ در جلسات خصوصى میگویند ما اعتراف میکنیم که تقلب اتفاق نیفتاده بود. خب، اگر تقلب اتفاق نیفتاده بود، چرا کشور را دچار این ضایعات کردید؟ چرا براى کشور هزینه درست کردید؟ اگر خداى متعال به این ملت کمک نمیکرد، گروه‌هاى مردم به جان هم مى‌افتادند، میدانید چه اتفاقى مى‌افتاد؟ مى‌بینید امروز در کشورهاى منطقه، آنجاهائى که گروه‌هاى مردم مقابل هم قرار میگیرند، چه اتفاقى دارد مى‌افتد؟ کشور را لب یک چنین پرتگاهى بردند؛ خداوند نگذاشت، ملت هم بصیرت به‌خرج دادند. در قضایاى سال ۸۸، این مسئله‌ى اصلى است.

 و............

نمیدونم شخصی برای اینکه مفسد فی الارض باشد ، دیگر چه کارهایی باید در حکومت اسلامی انجام دهد...

 

و یا للعجب از کسانیکه ادعای ولایتمداری دارند ، لکن اینها رو نمیبینند ، و همچنان دفاع میکنند از فتنه گران و حامیانشون...

 کسانی که با این اوصاف ، هنوز جای ابهام براشون باقیست ، ما کاری نداریم ، فقط عرضمون اینِ ادعای تبعیت از ولایت نکنند. چون حداقل چیزی که واضحِ است  اینِ که تحلیل و دیدشون ، فرسنگ ها با تحلیل و دید شخص ولی فقیه، فاصله داره

حالا برخیشون بدلیل منافع سیاسی و حزبی برخی از روی غرض و برخی هم ناشی از عدم فهمِ 

 

نویسنده: خسرو حسینی پژوه - ۱۳٩٥/۱/۸

اکبر هاشمی رفسنجانی  که در سال‌های اخیر به بیان برخی اظهارنظرها و خاطره‌های عجیب معروف شده است، در آخرین آن‌ها در توئیتر خود نوشت: " دنیای فردا دنیای گفتمان‌ها است، نه دنیای موشک‌ها"



برجام1 از کجا شروع شد؟
اول گفتند انرژی هسته به چه در میخوره و چرا باید براش هزینه بدیم
بعد که هم با تزویر و فریب گفتند خب هم سانتریفوژها بگرده هم چرخ کارخانه که
 البته دیدم هردوش از کار افتاد 
فریبکارانه آب ونان وهوا ما هم محول به برجام شد
بعد هم هرچی اورانیوم غنی شده داشتیم رقیق شد و به اسم فروش دادند رفت و 
 این خسارت را جز امتیازات ما  گذاشتند وبا تحمیق و  فریب  گفتند که ما جزء
 فروشندگان اورانیوم غنی شده قرار گرفتیم که هر بچه ای مسخرگی این را میفهمه
همانطور که روحانی (نما) گفتند برجام (1) میتونه الگوی حل سایر اختالافات ما با 
دنیا(استکبار) باشه  و برجام های متوالی را مطرح کردند
موضوع برجام 2 چی میتونه باشه؟
خب با حرف های هاشمی در مورد عدم نیاز به موشک و دفاع موشکی به نظر
میرسه بنیه دفاعی ما موضوع برجام 2 باشه
بعد جناب روحانی میگند هم موشک ها مون باید بچرخند هم زندگی مردم
آب و نون مردم را گره میزنند به وادادگی قدرت دفاعی مون
بعد هم موشک هامون را به اسم فروش میدن بهکشور های دیگه و منت میگذارند 
که باین برجام فروشنده سلاح های اسرتژیک شدیم
آخر هم دوباره میرسیم به همین اول کار و تکرار برجام 3 برای دست برداری از جبهه
 مقاوت و   همین توجیهات
بعد برجام 4 برای رعایت حقوق بشر آمریکایی
برجام 5 برای
برجام 6 برای ....
اما دیگه فکر میکنم نیازی به برجام 7 نباشه چون اون موقع دیگه یک حاکم
 دست نشانده آمریکا داریم و  غرب زده های کشور هم دارن کیف میکنند  و البته
  نمیدونم مدافعان فعلی برجام که ادعای دین و انقلاب دارند اون موقع چه کار میکنند
 و کدو طرف ایستادند
سوره مبارکه البقرة آیه ۱۲۰
وَلَن تَرضىٰ عَنکَ الیَهودُ وَلَا النَّصارىٰ حَتّىٰ تَتَّبِعَ مِلَّتَهُم ۗ قُل إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الهُدىٰ ۗ وَلَئِنِ
 اتَّبَعتَ أَهواءَهُم بَعدَ الَّذی جاءَکَ مِنَ العِلمِ ۙ ما لَکَ مِنَ اللَّهِ مِن وَلِیٍّ وَلا نَصیرٍ﴿۱۲۰﴾
هرگز یهود و نصاری از تو راضی نخواهند شد، (تا به طور کامل، تسلیم خواسته‌های
 آنها شوی، و) از آیین (تحریف یافته) آنان، پیروی کنی. بگو: «هدایت، تنها هدایت الهی
 است!» و اگر از هوی و هوسهای آنان پیروی کنی، بعد از آنکه آگاه شده‌ای، هیچ
 سرپرست و یاوری از سوی خدا برای تو نخواهد بود.
نویسنده: خسرو حسینی پژوه - ۱۳٩٤/۱٢/۱٢

یکی از  مسایلی که اصلاح طلبان   ادعایی   از ابتدای روی کار آمدنشان مطرح کردن بحث جدایی دین از سیاست  است که بارها توسط رهبران شون  تاکید شده. اما در عمل  خودشان پایبند آن نیستند بلکه بسیار اصرار دارند به رعایت آن و اصلا تمام کارهاشون بر گرفته از دینشون هست. تعجب نکنید.  بله فقط  موضوع اینجاست که دین آنها لیبراسیم است .  باز هم تعجب نکنید بارها رهبرانش به  پیروی از این دین  اعتراف کرده اند .  البته مکتب لیبراسیم  را  آزادی خواهی و حریت  به این مفهوم که  ما میفهمیم ترجمه نکنید مفهموم لیرالیسم در این مکتب به معنی آزادی از قید وبندهای مذهبی و اخالاقی است. درلیبرالیسم اصولا دین امری شخصی است و باورهای دینی احساس درونی و غایب از حواس انسان نیست، بلکه تجربه دینی مانند تجربه های حسی از احساس زنده و غیر غایب حکایت دارد.  همچنین هیچ قانون کلی اخلاقی نیز وجود ندارد، لذا معیار تشخیص دهنده خوب و بد، خود انسان است. بنابراین، امیال ظاهری افراد همان امیال اقعی آنها است و باید مورد احترام قرار گیرد؛ یعنی لیبرالیسم اخلاقی، اعتقاد به یک آیین تساهل گرا، انعطاف پذیر و اباحی مسلک در آموزه های اخلاقی است. به این جملات دقت کنید:

محمد خاتمی : شما برای‌ این‌که‌ بتوانید پیشرفت‌ بکنید، راهی‌ جز راه‌ غرب‌ ندارید و راه‌ غرب‌ یعنی‌ پذیرش‌ خرد غربی . .( آریا 28/6/78)

حمد خاتمی:اگر دین در برابر آزادی قرار گیرد این دین است که باید محدود شود نه آزادی. ( دانشگاه  تهران 2/3/87)

محمد کاظم محمدی اصفهانی:  مردم حق دارند همه مسؤولین را به سؤال کشیده و از آنها انتقاد کنند حتی اگر آن مسؤول، پیامبر و امام معصوم باشد، بلکه به خود خدا هم می­توان اعتراض کرد و او را فتنه گر نامید.( روزنامه ایران، 24/4/79)

محمد خاتمی"در حال حاضر مطالب قرآن با برخی دریافتهای بشری سازگار نیست چرا که احکام آن متناسب با زندگی قبیله ای است. زندگی مورد نظر اسلام زندگی قبیله ای است پس  قرآن کریم برای ما قابل استناد نیست." (ماهنامه کیان بهمن ۷۷

علیرضا علوی تبار، یالثارات، ۴/۳/۷۹:   جامعه ایران فاز سنتی خود را پشت سر گذاشته و می­خواهد مدرن و صنعتی شود.

اما در این جامعه هنوز خدا نمرده است. بنابراین ما چگونه می­توانیم به این وضعیت چیره شویم.

رجبعلی مزروعی، حریم، ۲۳/۱۱/۷۸:  حضرت علی مشروعیت خود را از مردم گرفته  همانطور که معاویه مشروعیت خود را از مردم گرفته است.

هاشم آغاجری ، بن‌بار گزارشگر روزنامه واشنگتن پست ۱۴/۵/۷۹):  وقت آن رسیده نهاد مذهبی از نهاد حکومتی جدا شود. گزارشگر آمریکایی سخنان ایشان را به عنوان صریح‌ترین لحن در ابراز اینگونه عقاید بر درخواست رفرم می‌داند.

اکبر گنجی در مصاحبه روزنامه تاگس اشپیگل آلمان (کیهان ۲۴/۱/۷۹):  دین یک قسمت از فرهنگ است، حرکت اصلاح طلبان ما عاقبت به جدایی دین از سیاست خواهد انجامید. در یک جامعه مدرن جدایی دین از سیاست یک امر بدیهی است. وقتی شما جامعه را مدرنیزه کنید این جدایی بالاخره پیش خواهد آمد. ایران در حال حاضر از فاز قبل از مدرن به فاز مدرن پیش می‌رود.

نویسنده: خسرو حسینی پژوه - ۱۳٩٤/۱٠/۱۳

 به مناسبت شهادت شیخ نمر 

شیخ نمر تحصیلات مقدماتی خود را در همان شهر العوامیه به پایان رساند و در سال 1400 هجری قمری مصادف با 1989 میلادی، برای آشنایی نزدیک‌تر با انقلاب اسلامی ایران و تحصیلات حوزوی ابتدا به ایران مهاجرت کرد تا در تهران در حوزه علمیه حضرت قائم(عج) حضور پیدا کند که در همان سال توسط آیت‌الله سید محمدتقی مدرسی در تهران تأسیس شده بود.

شیخ نمر پس از 10 سال تحصیل در حوزه علمیه حضرت قائم(عج)، عازم سوریه شد 
و در حوزه علمیه حضرت زینب(ع) برای ادامه تحصیلات حوزوی و علوم دینی نام نوشت 
و در حضور اساتید این حوزه به تحصیل پرداخت.

وی دوره کتاب‌های اصولی از جمله "اصول" المظفر، "رسائل" شیخ انصاری و "کفایة"
 آخوند خراسانی را گذراند و در علم فقه نیز "اللمعة الدمشقیة" نوشته شهید اول، 
"جامع المدارک" خوانساری، "مکاسب" شیخ انصاری و "مستمسک العروة الوثقى" 
سید حکیم و دیگر کتاب‌های فقهی را مطالعه کرد.
شیخ نمر در طول مدت تحصیل علوم حوزوی خود در تهران و سوریه در محضر اساتید مختلفی حضور یافت، از جمله:

🔹بحث خارج نزد آیت الله سید محمدتقی مدرسی در تهران

🔸بحث خارج نزد آیت الله سید عباس مدرسی در سوریه

🔹 بحث خارج نزد آیت الله خاقانی در سوریه

🔸دروس عالیة نزد علامة شیخ صاحب الصادق در تهران

🔹درس "لمعة" نزد علامة شیخ وحید افغانی

به این ترتیب به درجات بسیار بالایی در اجتهاد دست یافت و اجازه تدریس در مراکز 
علوم دینی و مذهبی را پیدا کرد.

وی اکنون از جمله معروف‌ترین و شایسته‌ترین مدرسان علوم مذهبی و دینی در 
حوزه‌های علمیه به شمار می‌آید که حتی در حوزه‌های علمیه ایران و سوریه به 
تدریس کتاب‌هایی همچون کتاب "اللمعة الدمشقیة" و کتاب "جامع المدارک" و
 "مستمسک عروة الوثقى" و "الحلقات" شهید سید محمدباقر صدر پرداخته است.

شیخ نمر سال‌ها اداره حوزه علمیه حضرت قائم(عج) در تهران و سوریه را برعهده 
داشت و تلاش بسیاری برای توسعه و پیشرفت این مراکز انجام داد.

پس از بازگشت به عربستان مرکز مذهبی "الإمام القائم(عج)" را نیز در العوامیه
 تأسیس کرد که در واقع سنگ‌بنای "مرکز اسلامی" در سال 1422 هجری قمری 
مصادف با 2011 میلادی بود.
نویسنده: خسرو حسینی پژوه - ۱۳٩٤/٩/٢٠

مقام معظم رهبری: بنده معتقد به اصولگراى اصلاح طلبم؛ اصول متین و متقنى که از مبانى معرفتى اسلام برخاسته، با اصلاح روش ها به صورت روزبه روز و نوبه نو.

نقطه مقابل اصولگرایی، اصلاح طلبی نیست بلکه لاابالی گری و نداشتن اصول است و نقطه ی مقابل اصلاح طلبی هم اصولگرایی نیست بلکه افساد است که در این میان، راه صحیح ،«اصولگرایی اصلاح طلبانه» است.
ما باید ضمن حفظ اصول، روش هایمان را روز به روز اصلاح کنیم، این معنای اصلاح طلبی واقعی است در حالیکه اصلاح طلبی از نظرآمریکایی ها یعنی مقابله با اسلام و نظام اسلامی.
برخی برای خوش آمدن غربی ها، می گویند نظام اسلامی در نیمه راه مردم سالاری است اما نباید با زدن اینگونه اتهامات به نظام و ملت، به دنبال خوش آمد غربی ها بود.

 

 

 

اصول گرایی دراصطلاح لغوی به معنی رعایت چهارچوبهای عقیدتی دررفتارهای سیاسی می باشد و اگر اصول موردنظر تابعی از اسلام ناب محمدی (ص) مورداشاره امام راحل باشد قطعا" برای تعالی و عزت جامعه اسلامی مفید و بلکه ضروری است.     ولی اگر اصول گرایی پوششی برای باندبازیها و رفتارهای گزینشی باشد قطعا" نه تنها برای اسلام ومسلمین کارساز نخواهد بود بلکه تهدید مضاعفی نیز به جهت سوء استفاده ازاصول تلقی خواهد شد.

در طول دهه‎‎‎های قبل، جریانی انحرافی و خزنده در لایه‎‎‎های فکری و اندیشه‎ای جریان به اصطلاح چپ شکل گرفت که در سال‎‎های زمامداری این جریان در کشور فرصت بروز و ظهور یافت. حلقه انحرافی پیرامون خاتمی - همان افراطیون جریان دوم خرداد- تبدیل به نماد‎‎های سیاسی این جریان شدند و علیه تمام مقدسات دینی و ملی مردم هرچه خواستند نوشتند و عمل کردند ولی کسی از درون آن‎‎ها فریاد مقابله با جریان انحرافی قدرت‎یافته را سر نداد.  ابن عده  اصلاحاتی مدنظرشان می باشد که درنهایت به لائیزم منجر میگردد و دومکراسی هم ابزاری برای توجیه می باشد.

هنگامی‎که از مجوز تظاهرات علیه خدا سخن گفتند، هنگامی‎که به طبقه مستضعف با عبارت «لشکر قابلمه به دست در صف مرگ موش» توهین کردند، هنگامی‎که نامه ذلیلانه خلع سلاح مقاومت لبنان به بوش نوشتند، هنگامی‎که چرخه هسته‎ای را متوقف کردند، هنگامی‎که به اسم توسعه سیاسی شعار علیه سپاه و بسیج را به رفع مشکلات اقتصادی مردم ترجیح دادند، هنگامی‎که افتضاح در شورای شهر و شهرداری را به حدی رساندند که خود آن را منحل کردند، هنگامی‎که نامه جام زهر به رهبر انقلاب نوشتند، هنگامی‎که تصمیم به عدم برگزاری انتخابات مجلس هفتم گرفتند، هنگامی‎که از حاکمیت دوگانه و خروج از حاکمیت سخن راندند، هنگامی‎که در انعقاد قرارداد‎‎های مشکوک نفتی و صنعتی با شرکت‎های خارجی پورسانت گرفتند، هنگامی‎که در سطح دفتر رئیس‎جمهوری بی‎بندوباری اخلاقی داشتند، هنگامی‎که در کنفرانس برلین شرکت کردند، هنگامی‎که از شهرام جزایری پول گرفتند و... نه‎تنها هیچ فرد و گروهی از میانشان برنخاست تا با این انحرافات مقابله کند، بلکه همه یکپارچه به حمایت یا توجیه آن‎‎ها برخاستند. 

کار به‎جایی رسید که با طراحان کودتا‎‎های مخملی در ایران جلسه گذاشتند، جزوات آن‎‎ها را منتشر کردند و عملا به آلت‎دست براندازان نظام تبدیل شدند و آن‎‎ها که نقش اجرایی هم نداشتند عملا نظاره‎گر ساکت ماجرا شدند و فتنه 88 را رقم زدند که با هشیاری مردم و رهبری، همه‎باهم به قعر ناکامی و خسران غلتیدند. 

رهبر انقلاب هشتم خرداد 90 در دیدار با نمایندگان مجلس فرمودند: «تقوای جمعی این است که جمع‎‎ها مراقب خودشان باشند. جمع به حیث جمع، مراقب خودشان باشند. بی‎مراقبتی جمع‎‎ها نسبت به مجموعه‎ خودشان، موجب می‎شود که حتی آدم‎‎‎هایی هم که در بین آن جمع‎‎ها تقوای فردی دارند، با حرکت عمومی آن جمع‎‎ها بغلتند و به‎جایی بروند که نمی‎خواهند.»

ایشان بلافاصله در ذکر مثال از عدم رعایت تقوای جمعی به جریان دوم خرداد ـ معروف به چپ در مقابل راست ـ اشاره کردند: «در طول این 30 سال، ما از این ناحیه ضربه خورده‎ایم. یکی از جا‎‎هایی که ضعف نشان داده‎ایم، همین بوده. در دهه‎‎‎های قبل، یک جریانی در کشور وجود داشت به نام جریان چپ. آن‎‎ها شعار‎‎های خوبی هم می‎دادند اما خودشان را مراقبت نکردند و تقوای جمعی به خرج ندادند. در میانشان آدم‎‎‎هایی بودند که تقوای فردی هم داشتند، اما نداشتن تقوای جمعی، کار آن‎‎ها را به‎جایی رساند که فتنه‎گر ضد ‎امام حسین و ضد ‎اسلام و ضد ‎امام و ضد ‎انقلاب توانست به آن‎‎ها تکیه کند! آن‎‎ها نیامدند شعار ضد ‎امام و ضد ‎انقلاب بدهند، اما شعاردهنده‎ ضد‎ امام و ضد ‎انقلاب توانست به آن‎‎ها تکیه کند. این خیلی خطر بزرگی است. آن‎‎ها غلتیدند.»

  پس این اصطلاح طلبی مورد نظر  حضرت رهبر هیچ ارتباطی با گروهی که اسم خود را اصلاح طلب گذاشته  ندارد یک بار دیگر به این جمله رهبر دقت کنید. " ما باید ضمن حفظ اصول، روش هایمان را روز به روز اصلاح کنیم، این معنای اصلاح طلبی واقعی است در حالیکه اصلاح طلبی از نظرآمریکایی ها یعنی مقابله با اسلام و نظام اسلامی.

در زیر به گوشه ای از عقاید اصلاح طلبان عرفی نگاه کنید که دقیقا صد اصول است و اتفاقا به خاطر این دست جمله ها مورد تشویق طرفداران داخلی و خارجی خود قرار میگرفتند

 

علیرضا علوی تبار: ما پیشرفت نمیکنیم چون خدا هنوز نمرده است.( یا لثارات 4/3/79 )

محسن کدیور: امروز خدا در جامعه هیچ کاره است.

اگر امروز خدا هم حرفی بزند که با عقل مردم منطبق نباشد نخواهند پذیرفت. امروز خدا در جامعه هیچ کاره است همه کاره مردم اند.   (   دانشگاه تهران 79)

ابراهیم اصغرزاده: علیه خدا هم میتوان تظاهرات کرد. اگر مجوز راهپیمایی به هر گروه بر اساس قانون داده شود اشکال ندارد حتی علیه خدا.( آفتاب امروز 3/6/78 )

عبدالکریم سروش: بعد از پیامبر ولایت خاتمه یافته است. (ماهنامه کیان بهمن 77 )

 محمد خاتمی: به قرآن نمی شود استناد کرد

"در حال حاضر مطالب قرآن با برخی دریافتهای بشری سازگار نیست چرا که احکام آن متناسب با زندگی قبیله ای است. زندگی مورد نظر اسلام زندگی قبیله ای است پس  قرآن کریم برای ما قابل استناد نیست." (کیهان 12/6/87)(ماهنامه کیان بهمن ۷۷)

محمد قوچانی: هیئتهای مذهبی منشا خشونت اند (عصر آزادگان 20/1/79 )

 

محمد خاتمی:اگر دین در برابر آزادی قرار گیرد این دین است که باید محدود شود نه آزادی. ( دانشگاه  تهران 2/3/87)

محسن کدیور:معصومین فقط در کلیات و اصول اسوه اند نه در جزئیات و فروع .( ماهنامه کیان بهمن 77 )

محمد خاتمی:مشکل این نیست که زنان چگونه لباس بپوشند مشکل این است که زنان بتوانند در عرصه های مختلف حضور داشته باشند.

(همبستگی 16/8/ 79)

 

محمد کاظم محمدی اصفهانی:  مردم حق دارند همه مسؤولین را به سؤال کشیده و از آنها انتقاد کنند حتی اگر آن مسؤول، پیامبر و امام معصوم باشد، بلکه به خود خدا هم می­توان اعتراض کرد و او را فتنه گر نامید.( روزنامه ایران، 24/4/79)

ح.م. تبریز:  صحت قصه حضرت یوسف در قرآن کریم از محالات است.

( روزنامه صبح امروز، خرداد 78)

محمد سعید حنایی کاشانی:  تراژدی حسین بن علی(ع) مشابه تراژدی­های آنتیگونه، تامس مور و جان پروکتور است.( ماهنامه کیان، فروردین 78)

غلامرضا سالار بهزادی:  تفکر شیعه گری موجب انحطاط مملکت ما و مانعی برای دموکراسی است.( روزنامه صبح امروز، 23/8/78،ص8)

حبیب الله پیمان:  فرآن قابل نقد عقلی و تجربی است و خود قرآن نیز در آیات بسیاری دعوت به آن نموده است.( هفته نامه پیام هاجر، 23/9/78، ص6)

بهروز افخمی:  هنرمند اصیل هم به نحوی به فضای زنده و البته آمیخته به ابتذال نیاز دارد و در یک فضای پاکیزه شده و تحت سانسور از دل و دماغ می­افتد.( کیهان، 2/8/79)

سعید حجاریان : همجنس‌بازی در کشور ما باید آزاد باشد. از جهت حقوقی نباید ممنوع باشد گرچه از نظر اخلاقی زشت است!( روزنامه صبح امروز)

عبدالکریم سروش : این اسلام نه احکام سیاسی،‌ نه احکام اقتصادی و نه احکام حقوقی‌اش قابل استناد نسیت و رسماً باید بگذاریم.

محمد رضا خاتمی : هرکس پیام دوم خرداد را درک نکرده است، باید کنار برود . هرکس که با اصلاحات نیست، نابود شود.( در مشهد در تبلیغات دوره هشتم انتخابات)

محمد خاتمی : شما برای‌ این‌که‌ بتوانید پیشرفت‌ بکنید، راهی‌ جز راه‌ غرب‌ ندارید و راه‌ غرب‌ یعنی‌ پذیرش‌ خرد غربی . .( آریا 28/6/78)

مهاجرانی وزیر فرهنگ خاتمی:در مورد هولوکاست میگوید اگر حتی یک بچه یهودی کشته شده باشد این بزرگترین فاجعه است. هولوکاست حقیقت دارد.( مهاجرانی وزیر فرهنگ دوره خاتمی هم اکنون کارشناس بنیاد انستیتو واشنگتن (صهیونیستی ترین نهاد آمریکایی) می باشد)

گنجی: همجنس بازی سبکی از زندگی است که در ایران مورد اجحاف قرار گرفته است.

 

عطاءالله مهاجرانی: سر دادن شعار مرگ و آتش کشیدن پرچم آمریکا، اعمالی زشت و وحشیانه است !!!
(جبهه، 30/5/78)

محمدجعفر هرندی: حذف صحنه های جنسی و مشروب خواری از فیلم ها، هیچ مستند شرعی ندارد؛ (هفته نامه آبان، 9/11/78)

اکبر گنجی: خمینی متعلق به موزه تاریخ است.(کیهان 24/1/79 )

اکبر گنجی در مصاحبه روزنامه تاگس اشپیگل آلمان:  دین یک قسمت از فرهنگ است، حرکت اصلاح طلبان ما عاقبت به جدایی دین از سیاست خواهد انجامید (کیهان 24/1/79)

محسن سازگارا: هدف ما جایگزین کردن نظام سکولار و لائیک(بی دین) در ایران است.

محسن سازگارا: پدر معنوی اصلاحات ، کارل پوپر(صهیونیست) است.

این تنها گوشه ای از سخنان اصلاح طلبان بود که در دوره اصلاحات به پشتیبانی خاتمی  اسلام  را آماج حملات خود قرار دادند .

   

البته واضح است که اصول گرایی هم فقط به اسم نمیتواند باشد و کم نیستند کسانی که این اسم را یدک میکشند اما به آن پایبند نیستند. همانطور که ممکن است گروهی اسم رهروان ولابت را داشته باشند اما این رهروی را در آنها نبینی

بنابراین هم اصول گرایان دین مدار و هم اصلاح طلبان ولایت مدار هردو از ابزارهای تعالی عزت مسلمین وایران اسلامی تلقی میگردند و هم اصول گرایان شعارمدار و هم اصلاح طلبان سکولار مطرود ملت خواهند بود وآنچه ماندگار خواهد بود دین مداران معتقد به شیوه های صحیح مدیریتی مبتنی براصلاحات روز جامعه خواهند بود.

نویسنده: خسرو حسینی پژوه - ۱۳٩٤/٩/۱٤

 

«پروتستانتیسم اسلامی»  به دو شکل در ایران مطرح شد. یک شکلش را آخوند زاده در دوره قاجار مطرح کرد. منتها خیلی ناشیانه این کار را کرد و نتیجه‌ای هم نگرفت. او معتقد بود در اسلام باید نهضت پروتستانی ایجاد کنیم. براساس روش آخوندزاده دراین نهضت پروتستانی؛ آن چیزی که قرار بود آخر اتفاق بیفتدیعنی نفی شریعت واباحی گری ، همان اول رخ می دادیعنی نفی اسلام و جمع کردن بساط شریعت . فتحعلی آخوندزاده برای اولین بار از ضرورت پروتستاتتیسم اسلامی سخن گفت و آن را راهی برای عبور از دین می دانست. سید محمد علی جمال زاده معتقد بود پروتستاتتیسم در جهان اسلام باید ازعمومی شدن ترجمه وتفسیر قرآن شروع شود.

 

یک پروتستانتیسم اسلامی دیگری داریم که آن را می‌توانیم از نوع مسخی بنامیم. یعنی به دنبال نسخ و دنبال پایان اسلام نیست اما می‌آید مسخ می‌کند و یک چهره دیگری از اسلام می‌خواهد ارائه کند. حالا این مسخ در شکل‌های مختلف صورت می‌گیرد و خودش را نشان می‌دهد. شاید مشی ای که «میرزا ملکم خان» داشت علیرغم اینکه خودش حداقل زمان مرگش مسلم نبود و اصلا باور به هیچ دینی نداشت. ومعتقدبودکه همه بدبختی جهان از همین ادیان ثلاثه است. یعنی یهودیت، مسیحیت و اسلام. حتی تدفین اوپسازمرگ منطبق با دستورات این سه آیین نبود. او روش مسخ را پیگیری می کرد و معتقد بود که باید در اسلام یک نهضت پروتستانی ایجاد کنیم، به این معنی که باورهای غربی و آیین های غربی را به نوعی تقلیل بدهیم و به اسم اسلام به خورد جامعه اسلامی بدهیم معتقد بودند که بایستی ما تغییرات را آهسته آهسته و گام به گام در جهان اسلام به وجود بیاوریم.

مانع اصلی در مقابله با پروتستانتیسم نسخی ومسخی ، روحانیت و مرجعیت شیعه بود که اینها به عنوان نگهبانان اسلام و مفسرین اسلام ، بدون اینکه هیچ انحصاری به وجود بیاورندازتمامیت دین دفاع می کردند. شما می دانید که ورود در جرگه روحانیت، رفتن و درس خواندن، از اول هم انحصاری در آن نبوده است. بعضی کل این دستگاه را می‌گویند انحصاری است و می خواهند آن ضابطه مندی تفسیر دین را از آن بگیرند تا از این جهت هر کسی بتواند وارد این عرصه شود. فرقان و امثال فرقان هم در همین فضا متولد می شوند. وقتی شما ضابطه مندی تفسیر دین را می گیری، هرکسی خودش را مجاز می داند، بیاید مفسر دین و قرآن شود. درنتیجه اتفاقاتی نظیر تولد نامشروع فرقان و امثال آن شکل می گیرد.

روحانیت و مرجعیت شیعه هم به عنوان نهادی که صیانت از ایران و اسلام وتشیع برایش مهم است ؛ می بایستی حذف می شد. ازاین طریق می خواستند هرج و مرج در حوزه دینی و اعتقادات دینی بوجود بیاورندوباسکولاریزه کردن دین قابلیت دفاعی آن رتدربرابرتهاجم غرب ازبین ببرند.. شما از یک دین و از یک آیین اگر مثلا جهادش را بگیرید، امر به معروفش را بگیرید، یعنی کارکرد اجتماعی دین را و کار کرد سیاسی دین را به حداقل برسانید یا از بین ببرید دیگر مانعی سر راه وجود ندارد. فراماسونری توانست اینها را درذیل خودش جمع کند. فراماسونری با ترویج تفکراومانیستی و ترویج انسان محوری و نیز ترویج «دئیسم» که در غرب رواج داشت، توانست همه این نیروها را جمع کند.

چهره هایی نظیر شیخ ابراهیم زنجانی، سید اسدالله خرقانی که اینها دیگر کسوت روحانیت هم دارند رفته رفته یک جریانی را در ایران باب کرد که دیگر در تفسیر دین سراغ مرجعیت و روحانیت و حوزه نمی رفت. این یک وجه قضیه است، وجه دیگرش این است که این گروهها ضربات سختی به حوزه زدند. .ازجمله این افرادکه باشعاراصلاح دینی وخرافه ستیزی کارخودرا شروع کرد «شریعت سنگلجی» بودکه از او به عنوان پروتستانتیست اسلامی یاد می شود، ترویج آموزه های وهابیت توسط اووستیزش باروحانیت شیعه تماما تحت حمایت رژیم رضاخانی صورت می گرفت. اما این رویکردیعنی تفسیردین بدون ارتباط باحوزه که بیشترتحت تاثیرمکاتب دیگر صورت می گرفت در سالهای بعدی رفته رفته تبدیل به یک آفت شد. آفتی که عده ای خودشان را مجتهد و مفسر دین بدانند.دراین جریان رفته رفته گرایش هایی پیدا شد. جلال آل احمد هم به این موضوع اشاره می کند که این ها همه رفتند اول پای منبر شریعت سنگلجی نشستند و از آنجا رفتند سراغ مارکسیسم.

بحث منهایی‌گری( اسلام منهای روحانیت) بعد از دیدگاه آخوندزاده زمینه ای است برای آنکه این تفکر به جایی رسیده که یک دفعه نمی‌شود ریشه ی این تفکر دینی را برداشت. باید یک فضای درستی که برادرمان به آن اشاره کرد یعنی پروتستانیسم اسلامی ایجاد کرد. یعنی محور مرکزی این تفکر را محل هجمه قرار داد و از آن شاخه سازی کرد. وهابیت، بهایی گری، رشد تصوف و ... نهایتا بخش بزرگی از روشنفکری در ایران معلول این چنین پردازشی است که به نظر می رسد این فرآیند ادامه دار هم هست

 

مهمترین هدف گفتمان‌های سکولاری از جمله «اسلام رحمانی» این است که در صدد حذف دین به معنای واقعی و ولایت فقیه به لحاظ سیاسی در جامعه اسلامی هستند. درحالیکه به عبارت دیگر اینها می‌خواهند بگویند که اسلام همان است که لیبرالیست‌ها می‌گویند و این اهداف پنهانی را پشت قضیه دارد. اشکال اینجاست که ما فقط بگوییم خداوند رحمان است و دیگر صفات خداوند را در نظر نگیریم، این چهره ناقصی از دین را در نظر می‌آورد

شاه‌بیت حرکت سیاسی و الهی امام، اثبات عدم جدایی دین از سیاست بود، البته در غرب جدید و خصوصاً در حوزه صاحبنظران «قرارداد اجتماعی» نسبت‌های متفاوتی از رابطه دین و سیاست وجود دارد که از جمله آن می‌توان به: ۱-تفکیک دین و سیاست ۲-سازگاری دین و سیاست ۳-غلبه سیاست بر دین ۴-غلبه دین بر سیاست و ۵-هستی سالاری این دو اشاره کرد. دیدگاه حضرت امام درباره نسبت دین و سیاست هیچ یک از گزینه‌های مذکور نیست. امام معتقد به «وحدت دین و سیاست» است. از دیدگاه امام دین زایشگاه و مولود سیاست است و سیاست بخشی از دین است، بنابر این برخی از همراهان اولیه انقلاب که با شور و حرارت امام را دنبال می‌کردند، وقتی پا به سن گذاشتند یا در مقاطع تحصیلات تکمیلی به تحصیل علوم انسانی پرداختند یا با مدل‌های رابطه دین و سیاست و نظرات هابز، لاک، روسو، مارکس وبر، هابرماس و… آشنا شدند، بین نحوه حرکت در مسیر امام و پایبندی به آموخته‌های غربی گرفتار آمدند. از یک سو تلاش می‌کردند امام را به عنوان یک چهره رحمانی – دموکراتیک به غرب معرفی نمایند و از سوی دیگر تأکید امام بر محتوای اسلام و استکبارستیزی مانع اجرای نقشه آنان می‌شد، بنابر این برای عبور محترمانه و بدون پرخاش از امام، به تبیین رهیافت‌های غرب درباره رابطه دین و سیاست پرداختند و با احتیاط وارد تحریف امام شدند. طرح «پروتستانتیسم اسلامی» از سوی اصلاح‌طلبان و خصوصاً هاشم آغاجری در خانه معلم همدان (۱۳۸۱)،‌و طرح جمهوریخواهی اکبر گنجی و همچنین طرح اسلام رحمانی با هدف سازگار کردن اسلام و لیبرالیسم از همین زاویه بود.

گاهی یک شعارهایی داده می‌شود که باطناً اسلامی نیست از جمله آنها اسلام رحمانی است. کلمه‌ قشنگی است اما یعنی چه؟ انسان مشاهده می‌کند و خوب احساس می‌کند که این اسلام رحمانی یک کلید‌واژه‌ای است برای معارف نشئت‌ گرفته‌ از لیبرالیسم، یعنی آن چیزی که در غرب به آن لیبرالیسم گفته می‌شود. اگر اسلام رحمانی اشاره‌ به این است، این، نه اسلام است، نه رحمانی است. تفکر لیبرالیستی از زیر‌بنای فکری اومانیستی که نفی معنویت و خدا و مانند اینها است سرچشمه می‌گیرد. چون خدایی نیست، پس سلیقه‌ای است؛ چیزهای بشری این‌ جوری است. تفکر وقتی خدایی نشد، سلیقه‌ای است و آن‌ وقت ارزش‌ها بر‌اساس منافع گروه‌های قدرتمند تعریف خواهد شد.» (رهبر معظم انقلاب- دیدار با دانشجویان در ماه رمضان 1394)

نویسنده: خسرو حسینی پژوه - ۱۳٩٤/۸/۳٠

جهان هستى داراى عوالم گوناگونى است: عالم اسماى الهى، عالم تجرد، عالم مثال و عالم مادى. میان عالم مادى و اسماى الهى دو عالم تجرد و مثال وجود دارد. در فلسفه اسلامى - به ویژه در حکمت متعالیه - مستدل شده است که عوالم هستى با نظام و ترتیب خاصى از ذات حق - که در مظاهر اسما متجلى است - سرچشمه گرفته است. عوالم وجود از آثار و جلوه‏هاى اسماى الهى‏اند.

نخستین عالم پس از عالم اسماى الهى عالم تجّرد و جبروت است. این عالم از آثار ضعف وجود پاک است، و ازاین‏رو عالم «جبروت» نامیده مى‏شود؛ یعنى، عالمى که با قرب به مبدأ متعال و برخوردارى از اشراق‏هاى ربانى، کمبودهایش جبران گشته و جاى آنها را کمالات گرفته است.
عالم بعدى، عالم مثال، برزخ یا ملکوت است. این عالم مترتب بر عالم تجرد، و نشأت گرفته از آن است. این عالم، جلوه آخرین عوالم تجرد است که در آن حقایق مجرد، در مرتبه نازل و در حد و اندازه‏ها و قالب‏ها جلوه‏گر است. عالم برزخ هم داراى عوالم دیگرى است که برخى برتر از برخى دیگر و بعضى مترتب بر بعضى دیگر و نشأت گرفته از آن مى‏باشند.

عالم آخر، عالم جسم و نظام مادى است که عالم «ناسوت» و در اصطلاح قرآن عالم «شهادت» نیز نامیده مى‏شود. این عالم متأخر از عالم برزخ و نشأت گرفته از آن است. عالم مادى، دورترین عالم از مبدأ متعال بوده، از وجود ضعیف‏ترى برخوردار است. حقایق عالم مادى، ظهورات و تابش‏هاى نازله و محدود حقایق مثالى است که در ماده جلوه مى‏کند.

تطابق عوالم وجود:
بر اساس ترتیب عوالم وجود و ارتباط آنها با یکدیگر آنچه در عالم ماده موجود است، صورت‏هاى بالاتر و کامل‏ترى در عالم مثال دارند. اما به صورت مثالى و متناسب با احکام، قوانین و آثار عالم مثال مى‏باشند و آنچه در عالم مثال موجود است، صورت بالاتر و کامل‏تر آن در عالم تجرد وجود دارد؛ لکن به صورت تجردى که با عالم تجّرد و معیارهاى آن متناسب است. صورت بالاتر و کامل‏تر آنچه در عالم تجّرد موجود است، در عالم اسماى الهى وجود دارد،؛ ولى به صورت اسمى و متناسب با احکام و سنن مختص به عالم اسمى است.
بنابراین، عوالم وجود باهم تطابق داشته، از یکدیگر جدا نیستند؛ بلکه باطن و اصل عالم مادى، عالم مثال است و این عالم، بر عالم مادى محیط است.

باطن و اصل عالم مثال نیز همان عالم تجرد است که بر عالم مثال محیط است. باطن و اصل عالم تجرد نیز، همان عالم اسماى الهى است البته در این مرتبه، کامل‏تر و متناسب با قوانین، احکام و آثار آن این مرتبه مى‏باشد. به عنوان مثال آب به عنوان یک حقیقت، در عالم مثال موجود است؛ ولى نه با کم و کیف آب عالم مادى؛ بلکه با خصوصیات متناسب با عالم مثال. همچنین آب در عالم تجرد نیز موجود است، ولى آبى متناسب با قوانین عالم تجرد. حتى روابط و نسبتى هم که میان آب و موجودات دیگر در عالم مادى وجود دارد (مثل اصل رابطه آب و آتش یا آب و خاک) در عالم مثال، تجرد و اسما نیز وجود دارد ؛ ولى نوع آن به اقتضاى احکام و سنن آن عوالم، با یکدیگر متفاوت است.
آیات قرآنى نیز این تحلیل عقلى را تأیید مى‏کند که فرصت طرح آن نیست.نگا:تجسم عمل و شفاعت، مبحث تطابق عوالم وجود. آرى براى حقایق هستى در عالم‏هاى مختلف، مراتبى وجود دارد که جلوه هستى یگانه خداوند است:

 چرخ با این اختران نغز و خوش زیباستى‏
صورتى در زیر دارد آنچه در بالاستى‏
صورت زیرین اگر با نردبان معرفت‏
بر رود بالا همان با اصل خود یکتاستى‏

نویسنده: خسرو حسینی پژوه - ۱۳٩٤/۸/۳٠

من طلبنی وجدنی و من وجدنی عرفنی و من عرفنی احبنی و من احبنی عشقنی و من عشقنی عشقه و من عشقه قتله و من قتله فعلی دیته و من علی دیته فانا دیته»(خداوند فرمود): هر کس مرا طلب کند، مرا می یابد و هر که مرا بیابد، مرا می شناسد و هر که مرا بشناسد، مرا دوست دارد و هر کسی مرا دوست بدارد، عاشقم می شود و هر که عاشقم بشود، عاشقش می شوم و هر کس را که عاشقش بشم، او را می کشم و هر کس را بکشم، دیه او به گردن من است و هر کس که به گردن من دیه دارد، من خودم دیه او هستم.

 ما بها و خون بها را یافتیم

 جانب جان باختن بشتافتیم

 ای حیات عاشقان در مردگی

 دل نیابی جز که در دلبردگی

نویسنده: خسرو حسینی پژوه - ۱۳٩٤/۸/۳٠

 

بسیج یعنی به صحنه آمدن و به میدان آمدن. چه میدانی؟ میدان چالش‌های حیاتی و اساسی. میدان‌ها و چالش‌های اساسی زندگی چیست؟ فقط آن وقتی است که به کشوری حمله شود و مردم آن کشور به صحنه بیایند تا از مرزهای خودشان دفاع کنند؟ البته که نه؛ این فقط یکی از موارد به میدان آمدن است. آن وقتی هم که هویت ملی و سیاسی یک ملت مورد مناقشه قرار می‌گیرد، جای به میدان آمدن است. آن وقتی هم که به فرهنگ و اعتقادات و باورهای ریشه‌دار یک ملت اهانت می‌شود و آن را تحقیر می‌کنند، جای به میدان آمدن است. آن وقتی هم که نسل برگزیده‌ی یک ملت احساس می‌کنند از غافله‌ی دانش عقب مانده‌اند و باید علاجی بکنند، جای به میدان آمدن است. آن وقتی هم که احساس بشود پایه‌های یک زندگی مطلوب و عادلانه در کشور احتیاج به تلاش دارد تا ترمیم و یا استوار شود، جای به میدان آمدن است. آن وقتی هم که جبهه‌های فکری و فرهنگی دنیا برای تسخیر ملتها با ابزارهای فوق مدرن می‌آیند تا ملتی را از سابقه و فرهنگ و ریشه‌ی خود جدا کنند و براحتی آن را زیر دامن خودشان بگیرند، جای به میدان آمدن است.    

همه‌ی اینها انسانهایی را می‌طلبد که نیاز را احساس کنند؛

 آدمهای گیج و غافل و سرگرم نیازهای حقیر اصلا این نیازها را احساس  نمی‌کنند.

 

 آن روزی هم که مرزهای ما به‌وسیله‌ی هزاران چکمه‌پوش نظامی تهدید می‌شد، در کشور ما کسانی بودند که اگر به آنها گفته می‌شد خاک و وطن و ملت و حیثیت و غیرت ما را دارند لگدکوب می‌کنند، تو هم بیا کاری بکن، می‌گفت برو بابا، دلت خوش است!!!!حواس‌اش به این نیاز نبود و حس نمی‌کرد که چنین نیازی وجود دارد.

پس اول، احساس نیاز است.

بیانات "امام خامنه ای" در دیدار جمعی از دانشجویان بسیجی / ۱۳۸۴/۰۳/۰۵

 

FARSI.KHAMENEI.IR

 
نویسنده: خسرو حسینی پژوه - ۱۳٩٤/٧/۱۱
روحانی  «نباید فکر کنیم پس از حصول توافق می توانیم هر طور که بخواهیم حرف بزنیم» 
هبر انقلاب در دیدار فرماندهان و مسئولان ارتش:
تصور اینکه «اگر فلان حرف را نزنیم یا فلان کار را نکنیم و ملاحظه دشمن را بکنیم، 
دشمنیها کم می شود»، تصور نادرستی است
 
نویسنده: خسرو حسینی پژوه - ۱۳٩٤/٧/۱۱
جناب ظریف بشنو،
حتی کم هوش ترین وطن فروشها هم اینارو میفهمند،

ما در عربستان اجازه بازدید از چند کانتینر برای پیدا کردن پیکر پاک حاجیان مظلوم منا که
بر اثر سهل انگاری میزبانشان کشته شدند را نداریم
.
.
.
شما چطور به همین راحتی اجازه بازدید از سایتهای هسته ای را به نامحرمان داده اید؟؟
نویسنده: خسرو حسینی پژوه - ۱۳٩٤/٧/۱۱
ویروس های ۳۰ هزار ساله ای که با ذوب یخ بیدار می شوند!
دانشمندان از آزاد شدن ویروس‌های باستانی بر اثر گرمایش جهانی و آب شدن
 یخ های قطب خبر دادند که می تواند خطراتی نیز برای سلامت جامعه بشری
 به همراه داشته باشد
از سال ۲۰۰۳ ویروس‌های بزرگی با اندازه‌ای بیشتر از ۰٫۵ میکرون در پرمافراست
نواحی قطبی که لایه‌ای از خاک یخ‌زده در این نواحی است، کشف شدند. اما اکنون
 این نگرانی مطرح می شود که همزمان با تداوم گرمایش زمین و ذوب شدن حجم 
بیشتری از یخهای قطبی، این ویروس ها سر از آبهای آزاد جهان در آورند، ویروسهایی
 که گفته می شود بیش از ۳۰ هزار سال قدمت دارند! این ویروس قدیمی
 Mollivirus sibericum نام دارد و می‌تواند به آمیب‌ها سرایت کند که همین امر منجر 
به بروز نگرانی‌هایی در بین دانشمندان شده‌ است.

دانشمندانی که این وضعیت را بررسی می کنند از مطالعه ی ویروسهای ۳۰ هزار ساله
 ای نظیر “مولی ویروس” خبر می دهند که در محیطهای یخ زده ای همچون لایه
 پرمافروست قطب به دام افتاده اند. آنها هشدار می دهند که این ویرسهای باستانی، 
می تونند آمیب های امروزی را آلوده کنند که این مسأله می تواند نگرانی های زیادی
 را به همراه داشته باشد.
تصویری از مولی ویروس ۳۰ هزار ساله که تنها زیر نور میکروسکوپ قابل‌ رویت است
 و اندازه آن ۰٫۵ میکرون است.

دانشمندان با اشاره به این موضوع که تاکنون چند نمونه محدود از این ویروس ها
 را شناسایی کرده و مطمئن هستند که خطری برای سلامت انسانها به همراه ندارند
 اما از خوش خیم بودن سایر ویروسهای باستانی اطمینان خاطر ندارند. از این رو این 
نگرانی در میان بسیاری از دانشمندان مطرح شده مبنی بر اینکه همزمان با ذوب شدن
 یخهای قطبی، دسته ای از ویروسهای مرگبار سر از آبهای آزاد جهان درآورده و به تدریج
 به زیستگاههای انسانی نزدیک شوند. جزئیات بیشتر این پژوهش در نشریه ی PNAS
 منتشر شده است.

سایت علمی بیگ بنگ / منبع: popsci

 

مطالب قدیمی تر »
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :