کشکول من
 
نویسنده: خسرو حسینی پژوه - سه‌شنبه ٢٤ امرداد ،۱۳٩۱

نورانیت آیات قرآن از زبان کربلایی کاظم

داستان کربلائی کاظم را شاید شنیده اید. پیکر پاک ایشان در قبرستان نو در قم مدفون است.
ایشان یک پیرمرد کشاورز با لباس ساده روستایی و کلاه نمدی بود، کربلایی کاظم کاملاً
بی سواد بود تا جایی که اسم خود را نمی توانست بنویسد، با این حال با لطف و عنایت
خدا و به خاطر اخلاصی که داشت به یکباره حافظ کل قرآن شد. به گونه ای که اگر هر آیه از قرآن را با خصوصیات آن از ایشان می پرسیدی پاسخ می داد. حتی نقطه های آیات و خواص آیات را نیز می دانست. مرحوم آیت الله شیخ مرتضی حائری (رض) که ما نیز افتخار شاگردی ایشان را داشتیم، می فرمودند: من خودم کتاب جواهر را در برابر کربلایی کاظم گذاشتم. گفتم اینجا چیزی از قرآن می بینی؟ چند سطر را دست گذاشت و گفت اینها قرآن است. درست بر روی آیات دست می گذاشت. گفتم از کجا می فهمی؟ این سطرها با دیگر سطرها چه فرقی دارد؟ گفت اینها نور دارد. من از نور آنها می فهمم که آیات قرآن است. حضرت آیت الله خزعلی نیز نقل می کنند شخصی برای کربلایی کاظم بر روی کاغذ، دو تا «واو»؛ نوشت؛ یک «واو» را به نیت عادی و یک «واو» را به نیت قرآن. وقتی هر دو «واو» را به او نشان دادند، به «واو» قرآنی اشاره کرد و گفت: این نور دارد. اگر چشم من و شما این نورها و این امور را نمی بیند نباید بگوییم این امور واقعیت ندارد و نیست. خیلی امور هست که ما نمی بینیم. ای کاش مقداری چشمانمان باز می شد: «فانها لاتعمی الابصار»(حج/46)؛ وقتی که می گویند به قرآن بی وضو دست نزنید،

 


ادامه مطلب ...
نویسنده: خسرو حسینی پژوه - دوشنبه ٢ امرداد ،۱۳٩۱

در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد

عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد

جلوه ای کرد رخش دید ملک عشق نداشت

عین آتش شد از این غیرت و بر آدم زد

رخ در فارسی اگر خواسته باشیم مطابق اصطلاح عرفانی صحبت کنیم همان وجه است صورت
است، رخ یعنی صورت، صورت شیئ یا وجهه‌ شیئ و هر انسانی همه‌ی هویتش در وجهش پیداست
شما اگر بخواهید شخصی را بشناسید به صورتش نگاه می‌کنید حالا این شخص ممکنه صد کیلو
وزن داشته باشه الان در هویت شناسی اشخاص هم وقتی می‌خواهند اشخاص را بشناسند در
همان عکس صورت نگاه می‌کنند نگاه نمی‌کنند که دستش چیه، پایش چیست، شما در صورت همه
چیز را می‌بینید، جلوه‌ای کرد رخش جلوه‌ی تجلی حق بود تجلی حسن بود در صورت یعنی یک
جلوه‌ی کامل بود، شما اگر یک شخص را دستش را ببینی شما نمی‌شناسی، پایش را ببینی
نمی‌شناسی ولی اگر تنها عکس صورتش را به شما بدهند شما شناسایی می‌کنید در واقع
مقام هویت یک شخص در رخش در صورتش متجلی است حق تعالی حسن مطلق است این حسن مطلق
زیبایی مطلق است این زیبایی مطلق مادامی که مطلق است قابل درک نیست باید تجلی کند،
تجلی در یک وجهه است، رخ حق یعنی وجه حق در یک وجهی که یعنی وجهه کامل، وجهه الله
الاعظم وجه یعنی همه چیز حق آشکار می‌شود مثل این‌که انسان همه چیز در صورتش آشکار
می‌شود یعنی صورت یک انسان را ببینی در واقع همه‌ی شخصیت و وجه او را دیده‌ای. حق
تعالی با یک جلوه که اون جلوه‌ی کامل است جلوه‌ی ازل است و نخستین جلوه است تمام
هویت الهی‌اش را می‌خواهد در اون جلوه آشکار کند یعنی صفات جلال و هم صفات جمال هم
ازلیت و هم ابدیت، هم لطف و هم قهر.

ادامه در http://ebrahimi-dinani.ir/post-86.aspx

نویسنده: خسرو حسینی پژوه - یکشنبه ۱ امرداد ،۱۳٩۱

 

لقاح ، تشکیل جنین و مراحل رشد آن

تولید مثل و تشکیل جنین با ترکیب شدن و یکی شدن دو سلول جنسی نر (اسپرم)‌ و ماده (تخمک) آغاز می شود. به این عمل لقاح (Fertilization) می‌گویند. اُاُسیت (Oocyte) یک تخمک لقاح نیافته است که هیچ شانسی برای تبدیل شدن یک موجود زنده جدید، یعنی جنین و نوزاد انسان یا حیوان، ندارد مگر آنکه با یک اسپرم لقاح پیدا کند؛ یعنی با یک سلول جنسی نر ترکیب شود. یک تخمک تازه لقاح یافته، زایگوت ( Zygote  ) یا تخم (Egg) نامیده می‌شود. زایگوت اولین مرحله تشکیل و به دنیا آمدن یک انسان یا حیوان است. برای مثال یک تخم قورباغه با تقسیم شدن‌های مکرر و البته با پیچیدگی‌های فراوان، سرانجام تبدیل به یک نوزاد قورباغه می‌شود.

 اُاُسیت یا تخمک توسط یک پوشش پروتئینی و لاستیک مانند به نام زونا پلوسیدا (Zona plucida) و توده‌ای از سلول‌های تخمدانی بنام کومولوس (cumulus) احاطه شده است. اسپرم برای رسیدن به تخمک و لقاح یافتن با آن، باید ابتدا به این توده سلولی نفوذ کند و با سوراخ کردن پوشش زونا پلوسیدا که مستقیماً تخمک را احاطه کرده است به تخمک برسد.


از رویان تا جنین

لقاح به طور طبیعی در لوله تخم بر یا اویدوکت (Oviduct)  رخ می‌دهد. تخمک لقاح یافته که حالا زایگوتZygote) ( و یا جنین یک سلولی نامیده می‌شود، بتدریج مسیر اویدوکت را طی می‌کند تا به رحم برسد. بهتر است که به جنین از هنگام تشکیل تا زمان تمایز یافتن سلول‌های آن رویان گفته شود که معادل کلمه Embryo است.

 

 در  این شکل یک تخم لقاح یافته دیده می‌شود. در این جا توده سلولی کومولوس برداشته شده است تا تخم بهتر دیده شود. در این شکل در کنار تخم که سلول کروی بزرگتر است، جسم کروی کوچکتری هم در داخل زونا پلوسیدا دیده می‌شود که جسم قطبی (Polar body) نامیده می‌شود. در هنگام تقسیم میوز برای تولید اُاُسیت، این دو جسم قطبی بوجود می‌آیند. جسم قطبی اول بدنبال مرحله اول تقسیم میوز و جسم قطبی دوم بدنبال مرحله تقسیم دوم میوز بوجود می‌آید. تقسیم دوم میوز تنها در صورت نفوذ اسپرم به تخمک انجام می شود. اگر دقت کنید درون سلول بزرگتر یعنی تخم دو قسمت کروی دیده می‌شود. از این دو، یکی هسته خود تخمک و دیگری هسته اسپرم نفوذ کرده به تخمک است . این دو، اصطلاحاً پیش هسته(pro-nucleus)  نامیده می‌شوند، زیرا بعداً با هم ترکیب می‌شوند و به این ترتیب رویان(Embryo) یک سلولی بوجود می‌آید. 

 

 یک بار دیگر هریک از سلول‌های رویان تقسیم می‌شوند. در این مرحله هنوز هریک از این سلول‌ها این توانایی را دارند که جداگانه به یک جنین و نوزاد کامل تبدیل شوند. به طوری که اگر رویان شکافته شود و چهار سلول آن از هم جدا شوند، چهار جنین مشابه تکامل خواهند یافت و چهار قلوی مشابه به دنیا خواهند آمد.

 رویان در این مرحله مورولا (Murolla ) نام دارد. هنوز تمایز سلولی اتفاق نیافتاده است. بنابراین این سلول‌ها نیز هنوز پر توان یا به اصطلاح توتی پوتنت هستند و حداقل از نظر تئوری، هرکدام می‌توانند جداگانه به یک جنین و نوزاد کامل تبدیل شوند. بدین جهت در این مرحله می‌توان یکی از سلول‌ها را برای آزمایش تشخیصی ژنتیک جدا کرد، بدون آنکه اثری بر رشد و تکامل جنین داشته باشد.

  

 شکل بالا یک رویان در مرحله بلاستوسیست(blastocyst) است. توده سلولی داخلی((ICM ) وحفره پر از مایع(C ) و سلول های تروفواکتودرم (trophectoderm (T ) که جدار بلاستوسیست را تشکیل می‌دهند وپرده های جنینی را بوجود می آورند به خوبی مشاهده می‌شوند.رویان حالا حدود 64 سلول دارد. در این مرحله دیگر سلول های جنینی مشابه هم نیستند. در این مرحله درمیان رویان  یک حفره پر از مایع است و در گوشه ای از آن توده‌ای از سلول های جنینی وجود دارد که توده سلولی داخلی( Inner Cell Mass ) نامیده می‌شود. در واقع این دسته از سلول‌ها هستند که در اثر رشد و تکامل، جنین و نوزاد را بوجود می‌آورند. بقیه سلول های بلاستوسیست، جفت یا پرده‌های جنینی را بوجود می‌آورند.

  رویان، از مرحله یک سلولی  تا مرحله بلاستوسیست، آزاد و در حال حرکت از اویدوکت به سمت رحم است. در این مدت، رویان درون زونا پلوسیدا محبوس است و هیچ منبعی خارجی برای تغذیه ندارد، بنابراین در این مدت رویان با وجود انجام چندین تقسیم و تبدیل شدن به چندین سلول، اندازه‌اش تغییر نمی‌کند و بزرگتر نمی‌شود.

شکل بعد یک تصویر از مرحله لانه گزینی (Implantation) رویان است. لانه گزینی و کاشته شدن رویان در دیواره رحم در حدود 7 الی 10 روز پس از لقاح صورت می‌گیرد. به
این ترتیب، رویان از عروق خونی مادر تغذیه می‌کند. حالا رویان قادر به بزرگ شدن خواهد بود. با کاشته شدن رویان در  رحم، اولین پیام حاملگی به بدن مادر صادر می‌شود. تا قبل از این مرحله بدن قادر به تفاوت بین تخم لقاح نیافته با یک رویان در حال رشد نخواهد بود.

 

 یک بلاستوسیست6 روزه در حال پاره کردن زونا پلوسید ا و آماده شدن برای لانه گزینی

 در حوالی شش هفتگی، رویان ظاهری انسانی می‌یابد و این مشخصه  شروع مرحله جنینی (fetal stage) است.

نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :