کشکول من
نویسنده: خسرو حسینی پژوه - جمعه ۱٧ خرداد ،۱۳٩٢

مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ
تَرَاهُمْ رُکَّعًا سُجَّدًا یَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا
سِیمَاهُمْ فِی وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ

و جلیلی این چنین است اما بعضی از آقایون رُحَمَاءُ للکفار هستند.

نویسنده: خسرو حسینی پژوه - پنجشنبه ۱٦ خرداد ،۱۳٩٢
"زمان ها خودشان هیچ
مزیتی ندارند بعضی بر بعضی، زمان یک موجود ساری متحرک است، متعین و هیچ فرق ما بین قطعه ای با قطعه ای دیگر نیست. شرافت زمان ها یا نحوست زمان ها به واسطه قضایائی است که در آنها واقع می شود. اگر چنانچه شرافت زمان به واسطه حادثه ای است که در آن زمان واقع می شود، باید عرض کنم که روز بعثت رسول اکرم در سرتاسر دهر ( من الازل الی الابد ) روزی شریفتر از آن نیست برای اینکه حادثه ای بزرگتر از این حادثه اتفاق نیفتاده. حوادث بسیار بزرگ در دنیا اتفاق افتاده است، بعثت انبیاء بزرگ، انبیاء اولوالعزم و بسیاری از حوادث بسیار بزرگ، لکن حادثه ای بزرگتر از بعثت رسول اکرم نشده است و تصور هم ندارد که بشود زیرا که بزرگتر از رسول اکرم در عالم وجود نیست غیر از ذات مقدس حق تعالی و حادثه ای بزرگتر از بعثت او هم نیست. بعثتی که
بعثت
رسول ختمی است و بزرگترین شخصیت های عالم امکان و بزرگترین قوانین الهی، و این حادثه در یک همچو روزی اتفاق افتاده است و این روز را بزرگ کرده است و شریف، و همچو روزی ما دیگر در ازل و ابد نداریم و نخواهیم داشت."   
 امام خمینی رحمه الله علیه
نویسنده: خسرو حسینی پژوه - دوشنبه ۱۳ خرداد ،۱۳٩٢

عصر بود، مجلس تمام شد آقای جنتی به من گفتند برویم سر سلامتی به حاج احمد آقا
بدهیم، به اتفاق ایشان رفتیم، هنوز خبر منتشر نشده بود به حاج احمد آقا گفتیم
خبرگان آقای خامنه ای را به رهبری انتخاب کرده اند، یکدفعه ایشان گفت دل امام را
خوشحال کردید. بعد این را گفت: چند وقت قبل با امام نشسته بودیم پای تلویزیون، رئیس
جمهور در کره شمالی با آقای کیم ایل سونگ سان می دیدند خیلی با وقار حرکت می کرد
آقای رئیس جمهور. من به امام گفتم که خیلی رئیس جمهور موقر حرکت می کند همراه رئیس
جمهور کره شمالی و سان می بیند، امام گفتند من هر چه فکر می کنم آقا سید
علی آقا برای رهبری خوبه
. این مطلب را حاج احمد آقا همون اول ورود روز
همان اول به ما اعلام کرد که امام اینطور گفت، مقام معظم رهبری گفته بود اگر امام
به من بگوید بروم عقیدتی سیاسی ژاندارمری یکی از روستاهای سیستان و بلوچستان تردید
نمی کنم، این شعار نبود، ساختمان یک رهبری را با همه سنگینی اش روی این شناژ محکم
گذاشت و رفت.

نویسنده: خسرو حسینی پژوه - چهارشنبه ۸ خرداد ،۱۳٩٢

کیهان نوشت:

اظهارات حسن روحانی در برنامه تبلیغاتی تلویزیونی تعجب ناظران مطلع را برانگیخت.
وی در برنامه گفت‌وگوی ویژه
خبری که با تک‌گویی، بداخلاقی و تحریف ‌واقعیات همراه بود، از دوره امتیاز دادن‌های
یک سویه به غرب بر سر چالش هسته‌ای تصویری طلایی به نمایش گذاشت و به مجری برنامه نیز با تندخویی حمله کرد.
این در حالی است که به عنوان مثال سیدمحمد خاتمی در تاریخ 28 خرداد 1383 و در جمع خبرنگاران از پیمان‌شکنی‌های 3 دولت اروپایی انتقاد کرد و گفت: ما تأیید البرادعی را داشتیم که گازدهی به دستگاه سانتریفیوژ، قطعه‌سازی
و مسایل دیگری که مربوط به آن می‌شود و مونتاژ، اصلا جزو غنی‌سازی نیست. حال یا
بهانه‌گیری کردند یا نظرشان عوض شد و یا مسئله غنی‌سازی را تعمیم دادند و ما با
حسن‌نیت این را پذیرفتیم و عملی هم کردیم و مسیر را پیش می‌رفتیم که سوال کردند، به آنها اجازه دادیم حتی از تشکیلات نظامی ما بازرسی کنند. خاتمی تصریح کرد:در
مقابل، اروپایی‌ها تعهداتی داشتند که زمینه انتقال تکنولوژی و همکاری‌های گسترده را
بوجود آورند و هم در زمینه منطقه‌ای، دو جانبه و هم با اتحادیه اروپایی همکاری کنند
که با بهانه‌های مختلف در این مسیر حرکت نکردند. پس از بحث‌های فراوان بالاخره در
بروکسل این بحث‌ها ادامه داشت و بنابراین بود که پرونده هسته‌ای ایران در اجلاس
ژوئن عادی بشود، یعنی از یک مسئله فوق‌العاده بیرون برود. امروز با وجود بازرسی‌ها
و همکاری‌هایی که شده، پرونده ایران از حالت فوق‌العاده خارج نشده است.
رویکرد تسلیم‌طلبانه باعث شد که علی‌اکبر محتشمی‌پور 11 تیرماه 1383 ضمن سخنرانی در حسینیه
جماران اعلام کند: در جریان مباحثی که سال گذشته میان ایران و آژانس انرژی اتمی
مطرح شد، ناگهان وزرای کشورهای انگلیس، آلمان و فرانسه به ایران آمده و قراردادی را
با دبیر شورای عالی امنیت ملی (روحانی) امضاء کردند که یکی از مفاد آن تعلیق موقت
غنی‌سازی اورانیوم بود. در حالی که این اقدام ربطی به کشورهای اروپایی نداشت و اگر
ایران با آژانس انرژی اتمی مسئله‌ای دارد، اروپایی‌ها حق نداشتند از موضع
قیم‌مابانه با ملت ایران رفتار کنند. آقای روحانی مجاز نبود در سفر به بروکسل با
وزرای خارجه کشورهای فرانسه، آلمان و انگلیس قراردادی را امضاء کند که به موجب آن
متعهد شود ایران ساخت قطعات دستگاه‌های سانتریفیوژ را متوقف کرده و در مقابل
اروپائی‌ها هم قول بستن پرونده هسته‌ای ایران در آژانس بین‌المللی اتمی را بدهند،
در حالی که این کار از عهده آنها برنمی‌آید. همچنین کمال خرازی وزیر وقت خارجه
در تاریخ 18/2/1384 و در جریان سفر نیویورک به واحد مرکزی خبر گفت: ما براساس
جدول‌بندی که داشتیم از آغاز پس از مذاکرات پاریس قرار بود در مدت سه ماه مسایل
ارزیابی شود و تصمیم بگیریم که اگر مذاکرات نتیجه‌بخش است ادامه دهیم و اگر
نتیجه‌بخش نیست و تنها وقت گذرانی است آنرا ادامه ندهیم. خرازی در پاسخ به این
سوال که آنچه در مذاکرات گذشته اتفاق افتاده امتیازدهی از جانب ایران بوده آیا باز
هم مصلحت است که مذاکرات ادامه یابد، گفت ما نیز احساس می‌کنیم که اروپایی‌ها در حال وقت‌کشی هستند و ما اکنون به مقطعی رسیده‌ایم که تصمیم خواهیم گرفت.
یادآور می‌شود رهبرمعظم انقلاب سوم مرداد 1391 در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام اعلام  کردند:« در هر برهه‌ای که ما در مقابل جبهه دشمن انعطاف نشان دادیم و عقب‌نشینی
کردیم با توجیه‌هایی؛ مثلا گفتیم بگذارید بهانه را از دست دشمن بگیریم، یک وقت
گفتیم سوءظن دشمن را از خودمان زایل بکنیم، به این بهانه‌ها انعطاف‌ نشان دادیم،
دشمن مواضع گستاخانه‌تر علیه ما گرفت. در آن روز ادبیات مسئولین ما آلوده شد به
حرف‌ها و تعبیرهای تملق‌آمیز نسبت به غرب و فرهنگ غربی، در آن روز اینها ما را محور
شرارت معرفی کردند. کی؟ آن کسی که خودش مجسمه شرارت بود، رئیس‌جمهور قبلی آمریکا
مجسمه شرارت، ایران اسلامی را محور شرارت معرفی کرد. این کی بود؟ آن وقتی که ما در
ادبیات خودمان در اظهارات خودمان حرف‌های تملق‌آمیز نسبت به غرب و نسبت به آمریکا
را تکرار می‌کردیم. این جوری‌اند اینها. در همین قضیه هسته‌ای، آن وقتی که ما با
اینها همراهی کردیم، عقب‌نشینی کردیم، البته تجربه‌ای بود برای ما، اما این واقعیت
است. آن روزی که عقب‌نشینی کردیم، اینها جلو آمدند این قدر جلو آمدند که من توی
همین حسینیه گفتم که اگر بنا باشد این روال از سوی آنها ادامه پیدا کند من خودم
وارد قضیه خواهم شد و وارد قضیه شدم. عقب‌نشینی‌ها آنها را گستاخ‌تر کرد، طلبکارتر
کرد. یک روزی بود که مسئولین ما قانع بودند که اجازه بدهند که 25 سانتریفیوژ ما توی
کشور داشته باشیم؛ 25 تا سانتریفیوژ! آنها گفتند نمی‌شود اینها قانع شدند که 5 تا
داشته باشیم، باز هم گفتند نمی‌شود. مسئولان ما قانع شدند که 3 تا سانتریفیوژ داشته
باشیم باز هم گفتند نمی‌شود. امروز گزارش را شنیدیم. 11 هزار سانتریفیوژ داریم. اگر
قرار بود ما آن عقب‌نشینی‌ها را، آن انعطاف‌ها را ادامه می‌دادیم، امروز از پیشرفت
هسته‌ای که هیچ خبری نبود- من می‌خواهم عرض کنم- این نشاط علمی هم در کشور قطعا
لطمه می‌خورد. این نشاط علمی که این چند سال اخیر در کشور به وجود آمده، این حرکت
علمی این جوانها، این ابتکارات، اختراعات، پیشرفت‌های گوناگون در بخش‌های مختلف این
هم لطمه می‌خورد».
باید از آقای روحانی که با افتخار ادعا می‌کند ایشان مانع
ارسال پرونده هسته‌ای کشورمان به شورای امنیت شده بودند، پرسید؛ در حالی که تمامی
فعالیت‌های هسته‌ای ایران به حالت تعلیق درآمده بود، چه بهانه‌ای برای ارسال پرونده
به شورای امنیت سازمان ملل وجود داشت؟! و این چه افتخاری است که به آن اشاره
می‌کنید؟!

 

نویسنده: خسرو حسینی پژوه - چهارشنبه ۸ خرداد ،۱۳٩٢

نظر یکی از خواممدگان الف در باره وارونه نمایی حسن روحانی

در ۲۱ شهریور۸۲ ، 18 روز پس از اولین رویکرد تعاملی ایران ، سه کشور اروپایی اولین
قطعنامه علیه ایران را به شورای حکام آژانس ارائه می کنند

بعد از امضای
توافقنامه سعدآباد و ادامه مسیر تعامل و قبول پروتکل الحاقی در 19 آبان 82 ، 5 آذر
دومین قطعنامه آژانس برضد ایران صادر می شود.

تعهدات ایران در 27 آذر 82 در
بروکسل : تعهدات سعدآباد + تعلیق مونتاژ ، آزمایش و ساخت سانتریفوژها و غنی سازی.
تعهدات سه کشور اروپایی : هیچ !

ما پس از امضای بیانیه سعدآباد دست خودمان
را در عرصه فنی بسته و همه را تعلیق و تعطیل کردیم فقط صرفا به اصطلاح اینکه داریم
تعامل می کنیم !

اول خرداد ۸۳ ما براساس پروتکل الحاقی برنامه های هسته ای
خود را براساس ده سال ارائه دادیم و 29 خرداد چهارمین قطعنامه بر ضد ایران صادر
شد.

اینکه طرف مقابل، هر چه بگوید می‌پذیریم و بعد به ما اردنگی می زند ، می
شود مذاکره؟

نویسنده: خسرو حسینی پژوه - پنجشنبه ٢ خرداد ،۱۳٩٢
مطلب زیر خلاصه ای از سر مقاله کیهان به فلم محمد ایمانی است

1- شرافت و صداقت که در میان نباشد
برای اردوگاه ائتلافی «اموی- جملی» چه تفاوت دارد که جناب عایشه همسر پیامبر
اعظم(ص) و خواهر خلیفه اول را سوار شتر سرخ‌مو کنند و وسط معرکه بیاورند یا پیراهن
خلیفه مقتول(سوم) را بر سر نی کنند و یا کلام‌الله را بر سر نیزه بزنند و اگر عرصه
خیلی تنگ شد- در صفین- خود را برهنه کنند و از هلاکت بگریزند. جمل و صفین پر از
همین شیادی‌هاست. در جنگ با ناکثین چه قدر بر محمدبن ابوبکر سخت گذشت که دید
منافقان قدیم و جدید محارم خود را در حاشیه امن نگاه داشته اما خواهرش عایشه همسر
رسول خدا(ص) را سوار بر شتر فتنه کرده و به عنوان تابلوی فریب در انظار این همه
نامحرم می‌گردانند. پسر ابوبکر مانند پسر زبیر نبود. پای امیر مومنان(ع) ایستاد،
حتی به هنگام پی کردن شتر سرخ‌موی فتنه و پایان دادن به شرارت فتنه‌انگیزان. با این
همه توصیه امام این بود که حرمت همسر پیامبر(ص) را نگاه دارند و او را با احترام
برگردانند.
2- شرافت و صداقت که نباشد، یک روز می‌شود آقای منتظری را [...]
خواند و اسباب مضحکه محافل خود قرار داد و روز دیگر وقتی به شکار نیمه‌جان در دست
باند مهدی هاشمی و نهضت آزادی و سایر گروهک‌های نفاق بدل شد، به او لقب آیت‌الله
العظمایی و مجتهد واقعی و مرجع عالیقدر و... داد؛ حتی اگر اصل تقلید از مرجعیت را
کاری شبیه کار میمون خوانده باشند! شرافت و صداقت که نباشد می‌توان انواع اتهامات
سخیف و بی‌پایه را در طول سال‌ها به آقای هاشمی رفسنجانی بست و او را عالیجناب
سرخپوش نامید اما چند سال بعد در پی عدم احراز صلاحیت هم او، غمگساری کرد که
«انقلاب از دست رفت، شلیک بر پیکر نیمه جان انقلاب، پایان جمهوری اسلامی، انقلاب
پدرخود را خورد و...»! این البته غصه بزرگی است که دشمن در برخی چهره‌های دارای
سابقه انقلابی طمع کند. اما باید دید حلقه‌های طفیلی نقاق، در کدام روند و به خاطر
کدام رخنه‌ها می‌توانند این شخصیت‌ها را پیشمرگ خود قرار دهند و با ژست موافقت، از
همان‌ها انتقام گذشته را بگیرند؛ همان‌گونه که مروان ‌بن حکم و ولید بن عقبه با
راه‌اندازی جنگ جمل، انتقام بدر و احد را از زبیر و طلحه گرفتند و طلحه با تیر
مستقیم و از پشت پرتاب شده مروان- که امیر مومنان او را دست یهودیه و غدّار خوانده
بود- از پا درآمد.


ادامه مطلب ...
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :