کشکول من
نویسنده: خسرو حسینی پژوه - ۱۳٩٤/۸/۳٠

جهان هستى داراى عوالم گوناگونى است: عالم اسماى الهى، عالم تجرد، عالم مثال و عالم مادى. میان عالم مادى و اسماى الهى دو عالم تجرد و مثال وجود دارد. در فلسفه اسلامى - به ویژه در حکمت متعالیه - مستدل شده است که عوالم هستى با نظام و ترتیب خاصى از ذات حق - که در مظاهر اسما متجلى است - سرچشمه گرفته است. عوالم وجود از آثار و جلوه‏هاى اسماى الهى‏اند.

نخستین عالم پس از عالم اسماى الهى عالم تجّرد و جبروت است. این عالم از آثار ضعف وجود پاک است، و ازاین‏رو عالم «جبروت» نامیده مى‏شود؛ یعنى، عالمى که با قرب به مبدأ متعال و برخوردارى از اشراق‏هاى ربانى، کمبودهایش جبران گشته و جاى آنها را کمالات گرفته است.
عالم بعدى، عالم مثال، برزخ یا ملکوت است. این عالم مترتب بر عالم تجرد، و نشأت گرفته از آن است. این عالم، جلوه آخرین عوالم تجرد است که در آن حقایق مجرد، در مرتبه نازل و در حد و اندازه‏ها و قالب‏ها جلوه‏گر است. عالم برزخ هم داراى عوالم دیگرى است که برخى برتر از برخى دیگر و بعضى مترتب بر بعضى دیگر و نشأت گرفته از آن مى‏باشند.

عالم آخر، عالم جسم و نظام مادى است که عالم «ناسوت» و در اصطلاح قرآن عالم «شهادت» نیز نامیده مى‏شود. این عالم متأخر از عالم برزخ و نشأت گرفته از آن است. عالم مادى، دورترین عالم از مبدأ متعال بوده، از وجود ضعیف‏ترى برخوردار است. حقایق عالم مادى، ظهورات و تابش‏هاى نازله و محدود حقایق مثالى است که در ماده جلوه مى‏کند.

تطابق عوالم وجود:
بر اساس ترتیب عوالم وجود و ارتباط آنها با یکدیگر آنچه در عالم ماده موجود است، صورت‏هاى بالاتر و کامل‏ترى در عالم مثال دارند. اما به صورت مثالى و متناسب با احکام، قوانین و آثار عالم مثال مى‏باشند و آنچه در عالم مثال موجود است، صورت بالاتر و کامل‏تر آن در عالم تجرد وجود دارد؛ لکن به صورت تجردى که با عالم تجّرد و معیارهاى آن متناسب است. صورت بالاتر و کامل‏تر آنچه در عالم تجّرد موجود است، در عالم اسماى الهى وجود دارد،؛ ولى به صورت اسمى و متناسب با احکام و سنن مختص به عالم اسمى است.
بنابراین، عوالم وجود باهم تطابق داشته، از یکدیگر جدا نیستند؛ بلکه باطن و اصل عالم مادى، عالم مثال است و این عالم، بر عالم مادى محیط است.

باطن و اصل عالم مثال نیز همان عالم تجرد است که بر عالم مثال محیط است. باطن و اصل عالم تجرد نیز، همان عالم اسماى الهى است البته در این مرتبه، کامل‏تر و متناسب با قوانین، احکام و آثار آن این مرتبه مى‏باشد. به عنوان مثال آب به عنوان یک حقیقت، در عالم مثال موجود است؛ ولى نه با کم و کیف آب عالم مادى؛ بلکه با خصوصیات متناسب با عالم مثال. همچنین آب در عالم تجرد نیز موجود است، ولى آبى متناسب با قوانین عالم تجرد. حتى روابط و نسبتى هم که میان آب و موجودات دیگر در عالم مادى وجود دارد (مثل اصل رابطه آب و آتش یا آب و خاک) در عالم مثال، تجرد و اسما نیز وجود دارد ؛ ولى نوع آن به اقتضاى احکام و سنن آن عوالم، با یکدیگر متفاوت است.
آیات قرآنى نیز این تحلیل عقلى را تأیید مى‏کند که فرصت طرح آن نیست.نگا:تجسم عمل و شفاعت، مبحث تطابق عوالم وجود. آرى براى حقایق هستى در عالم‏هاى مختلف، مراتبى وجود دارد که جلوه هستى یگانه خداوند است:

 چرخ با این اختران نغز و خوش زیباستى‏
صورتى در زیر دارد آنچه در بالاستى‏
صورت زیرین اگر با نردبان معرفت‏
بر رود بالا همان با اصل خود یکتاستى‏

نویسنده: خسرو حسینی پژوه - ۱۳٩٤/۸/۳٠

من طلبنی وجدنی و من وجدنی عرفنی و من عرفنی احبنی و من احبنی عشقنی و من عشقنی عشقه و من عشقه قتله و من قتله فعلی دیته و من علی دیته فانا دیته»(خداوند فرمود): هر کس مرا طلب کند، مرا می یابد و هر که مرا بیابد، مرا می شناسد و هر که مرا بشناسد، مرا دوست دارد و هر کسی مرا دوست بدارد، عاشقم می شود و هر که عاشقم بشود، عاشقش می شوم و هر کس را که عاشقش بشم، او را می کشم و هر کس را بکشم، دیه او به گردن من است و هر کس که به گردن من دیه دارد، من خودم دیه او هستم.

 ما بها و خون بها را یافتیم

 جانب جان باختن بشتافتیم

 ای حیات عاشقان در مردگی

 دل نیابی جز که در دلبردگی

نویسنده: خسرو حسینی پژوه - ۱۳٩٤/۸/۳٠

 

بسیج یعنی به صحنه آمدن و به میدان آمدن. چه میدانی؟ میدان چالش‌های حیاتی و اساسی. میدان‌ها و چالش‌های اساسی زندگی چیست؟ فقط آن وقتی است که به کشوری حمله شود و مردم آن کشور به صحنه بیایند تا از مرزهای خودشان دفاع کنند؟ البته که نه؛ این فقط یکی از موارد به میدان آمدن است. آن وقتی هم که هویت ملی و سیاسی یک ملت مورد مناقشه قرار می‌گیرد، جای به میدان آمدن است. آن وقتی هم که به فرهنگ و اعتقادات و باورهای ریشه‌دار یک ملت اهانت می‌شود و آن را تحقیر می‌کنند، جای به میدان آمدن است. آن وقتی هم که نسل برگزیده‌ی یک ملت احساس می‌کنند از غافله‌ی دانش عقب مانده‌اند و باید علاجی بکنند، جای به میدان آمدن است. آن وقتی هم که احساس بشود پایه‌های یک زندگی مطلوب و عادلانه در کشور احتیاج به تلاش دارد تا ترمیم و یا استوار شود، جای به میدان آمدن است. آن وقتی هم که جبهه‌های فکری و فرهنگی دنیا برای تسخیر ملتها با ابزارهای فوق مدرن می‌آیند تا ملتی را از سابقه و فرهنگ و ریشه‌ی خود جدا کنند و براحتی آن را زیر دامن خودشان بگیرند، جای به میدان آمدن است.    

همه‌ی اینها انسانهایی را می‌طلبد که نیاز را احساس کنند؛

 آدمهای گیج و غافل و سرگرم نیازهای حقیر اصلا این نیازها را احساس  نمی‌کنند.

 

 آن روزی هم که مرزهای ما به‌وسیله‌ی هزاران چکمه‌پوش نظامی تهدید می‌شد، در کشور ما کسانی بودند که اگر به آنها گفته می‌شد خاک و وطن و ملت و حیثیت و غیرت ما را دارند لگدکوب می‌کنند، تو هم بیا کاری بکن، می‌گفت برو بابا، دلت خوش است!!!!حواس‌اش به این نیاز نبود و حس نمی‌کرد که چنین نیازی وجود دارد.

پس اول، احساس نیاز است.

بیانات "امام خامنه ای" در دیدار جمعی از دانشجویان بسیجی / ۱۳۸۴/۰۳/۰۵

 

FARSI.KHAMENEI.IR

نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :