کشکول من
نویسنده: خسرو حسینی پژوه - ۱۳٩٢/٤/٢

آزمایشگاه دکتر ریوزو یا ناگیماشی (Ryuzo Yanagimachi ) و دکتر تروهیکو واکایاما (Teruhiko Wakayama ) در هاوایی گروه دومی بود که توانست با موفقیت یک حیوان را از یک سلول بالغ کلون یا شبیه سازی کند. آن‌ها تواتنستند با استفاده از سلول‌های کومولوس (Cumulus) یعنی سلول‌هایی که اطراف اُاُسیت‌ها را در تخمدان‌ها احاطه کرده‌اند، موش‌های کلون شده بسازند. کلونینگ موش‌ها همیشه سخت بود ه است، زیرا در موش تقریباً بلافاصله بعد از لقاح تخم، تقسیم آن آغاز می‌شود.
در گوسفند تقسیم تخم چندین ساعت پس از لقاح شروع می‌شود. شاید این مدت زمان به خاطر آن است که به تخم فرصت کافی برای برنامه ریزی مجدد هسته جدیدش را که از ترکیب دوهسته اسپرم و اُاُسیت بوجود آمده است بدهد. واکایاما و ناگیماشی حتی بدون وجود این فرصت طلایی، توانستند به موفقیت بیشتری در کلونینگ موش



نسبت به تیم ویلموتدر کلون کردن گوسفند دست یابند (3 تا از 100 تا در مقابل یکی از 277 تا).

روش ناگیماشی که به روش هونولولو نیز معروف است، از دو نظر با روشی که دالی
بوجود آمده بود تفاوت داشت. اول آنکه سلول‌هایی که برای گرفتن هسته استفاده می‌شدند، در محیط کشت قرار نمی‌گرفتند و گرسنگی داده نمی‌شدند. بلکه بلافاصله بعد از جمع آوری از حیوان، مورد استفاده قرار می‌گرفتند. دوم آنکه این سلول‌های
دهنده هسته سلول‌های کومولوس بودند و مستقیماً به داخل سلول تخم که قبلاً بدون هسته شده بود تزریق می‌شد. بدین ترتیب سلول تخم دارای ماده ژنتیکی موش دهنده هسته می‌بود. سپس این سلول تخم فعال می‌شد و داخل رحم یک موش دایه کاشته می‌شد.

در 13 اکتبر سال 1997 اولین موش کلون شده به این روش بدنیا آمد. این موش نوزاد نه به رنگ موش دایه بود و نه به رنگ موش دهنده تخم، بلکه به رنگ موش دهنده هسته بود. تعیین هویت با استفاده از DNA (DNA Fingerprinting) نیز تأیید کرد که این بچه موش دارای DNA مشابه موش دهنده هسته است. اولین موش کلون شده از آنجا که از هسته سلول کومولوس گرفته شده بودکومولینا(Cumulina) نامیده شد .

آنها از کومولینا نیز سلول‌هایی را گرفتند و با آن کولون‌های دیگری تولید کردند و به همین روش چندین نسل از آنها تولید کردند و همه طبیعی بودند. گروه یاگیماشی در هنگام اتنشار نتایج کارش، 50 موش کلون شده بدست آورده بود. بعد از آن گاوهایی نیز با استفاده از سلول‌های کومولوس و یا به همان روش دالی کلون شدند. بعدها خوک نیز به نمایشگاه حیوانات کلون شده اضافه شد. این خوک‌ها نیز به روش دالی تولید شدند. از این چنین خوک‌هایی ممکن است بتوان اعضائی برای پیوند عضو در انسان بدست آورد.سپس نوبت خرگوش، گربه و خانواده اسب رسید که شبیه سازی شوند. آخرین
جانوری که به مجموعه حیوانات کلون شده اضافه شده است آهو بوده است.

دانشمندان هنوز در حال مطالعه اثرات کلون کردن در رشد و سلامت عمومی حیوان
هستند. سن واقعی یک حیوان کلون چیست؟ سن حیوان دهنده هسته یا سن خود کلون؟ همچنین عدم وجود سهم پدری در کلون ممکن است اثراتی بر مراحل اولیه رشد جنین داشته باشد. این ها موضوعاتی است که در فصل بعد به آنها خواهیم پرداخت.

اولین شبیه سازی در اسب

جواهر آیداهو نه تنها اولین جانور از خانواده اسبها بود که در تاریخ 4 می 2003 (14 اردیبهشت 1382) کلون شد، بلکه اولین کلون از جانوری بود که به طور طبیعی نمیتواند
تولید مثل کند. قاطر که از جفتگیری اسب ماده و الاغ نر بوجود می
آید، یک جانور عقیم است و نمیتواند تولید مثل کند. دومین قاطر کلون شده به نام پیشتاز یوتا (Utah pioneer) در ماه ژوئن 2003 و سومین آنها به نام ستاره آیداهو در جولای همان سال بدنیا آمدند.هر سه قاطر توسط دانشمندان دانشگاه آیداهو در آمریکا و از سلول‌های پوست گرفته شده از یک جنین قاطر 45 روزه شبیه سازی شده بودند. یکی از دلایل موفقیت آنها این بود که غلظت کلسیم محیط کشت را در مراحل کلیدی کار افزایش داده بودند. تحقیقات نشان داده است که غلظت کلسیم یک عامل کلیدی در تنظیم فعالیت سلول است و احتمالاً غلظت پایین تر از حد این عنصر درون سلول اُاُسیت اسب، یکی از دلایل پایین بودن میزان موفقیت در انجام باروری آزمایشگاهی در اسب است. همچنین حدس زده میشود کاهش کلسیم داخل سلولی ، احتمالاً میتواند اثرات مفیدی در درمان بعضی بیماریها مثل دیابت و سرطان پروستات داشته باشد. تشابهی در میزان بار الکتریکی سلول‌های سریع تقسیم شونده سرطانی و سلول‌های جنینی وجود دارد.
در هر دو، تقسیم سلولی توسط کلسیم داخل سلولی تنظی
م میشود .

همچنین در خبری که در 6 آگوست 2003 توسط خبرگزاریها منتشر شد، عکسی از یک کره اسب کلون شده به نام پرومتیآ (prometea ) در کنار شبیه یا مادرش نشان داده میشد . دانشمندان ایتالیایی به سرپرستی دکتر گالی(Galli) گفتهاند که توانستهاند اولین اسب کلون شده را در تاریخ 28 ماه می 2003 و درست دوهفته بعد ازتولد اولین جانور کلون شده این خانواده یعنی قاطر شبیه سازی شده در دانشگاه آیداهو،
بوجود آورند.
البته روش شبیه سازی این دو تاحدی با هم متفاوت بوده است. در مورد قاطر، سلول دهنده هسته، از یک جنین قاطر (قاطر در دوره جنینی) گرفته شده بود؛ اما در مورد اسب، از سلول پوست همان اسبی که کلون در رحم او رشد کرده بود، برای گرفتن هسته استفاده شده بود. اختلاف دیگر این دو روش آن بود که گروه دانشگاه آیداهو از تخمهای بارور گرفته شده از یک مادیان به عنوان گیرنده هسته استفاده کردند، اما گروه ایتالیایی از تخم های بدست آمده از مادیانهای ذبح شده در کشتارگاه برای این
کار استفاده کردند. در این کار از 841 سلول تخم که هسته سلول‌های پوست به آنها
منتقل شده بود، تنها 22 تخم در طو
ل یک هفته به مراحل پیشرفتهتر جنینی تکامل یافتند که 17 عدد از آنها به رحم 9 مادیان کاشته شد تا بقیه دوره جنینی را بگذرانند. اما فقط در 4 مادیان آبستنی ایجاد شد و فقط یک جنین تا مرحله زایمان تکامل یافت که همان پرومتیا بود.

اولین گوزن شبیه سازی شده

گروهی از دانشمندان دانشگاه تگزاس آمریکا به سرپرستی دکتر مارک وستازین (Mark Westhusin ) در 22 دسامبر 2003 اعلام کردند که اولین آهو شبیه سازی شده را بوجود آوردهاند.آزمایشات انجام شده نیز درستی این ادعا را ثابت کرده است. این آهو
که در ماه می آن سال بدنیا
آمده است تا آن تاریخ سالم و سر حال بوده است .

کلونینگ و نوبرنامه ریزی ژنتیکی

دانشمندان متوجه شده‌اند که کلونینک باعث از نو برنامه ریزی شدن هسته سلول        می‌شود و بعضی از سلول‌ها را به حالت تمایز نیافتگی می‌برد. این کشف باعث انجام یک سری تحقیقات بنیادی شد که نتایج آنها می‌تواند فواید بسار مهمی برای انسان داشته باشد. خیلی زود پس از انتقال هسته یک سلول بالغ به تخمک بدون هسته شده، انتقال دو طرفه‌ای از یک پروتئین خاص بین هسته و سیتوپلاسم برقرار می‌شود. این انتقال باعث تغییرات خاصی در پروتیئن‌های کروموزومی شده و در نهایت منتج به تظاهر و بیان مجموعه جدیدی از ژن‌ها می‌شود که باعث می‌شود این هسته سلول بالغ به صورت هسته یک سلول تمایز نیافته عمل کند. هنگامیکه محققین نقش این پروتئین ها را کشف کنند، آن وقت خواهیم دانست که چطور می‌توانیم یک سلول بالغ و تمایز یافته را، به یک سلول نسبتاً تمایز نیافته تبدیل کنیم. این یافته‌ها ممکن است این امکان را به ما بدهد که یک سلول بالغ را حقیقتاًً از نو برنامه ریزی کنیم و آن را به یک نوع سلول خاص که برای ترمیم یک بافت صدمه دیده بدن نیاز داریم تبدیل کنیم. بدین طریق ما بالقوه این توانایی را خواهیم داشت که با نوبرنامه ریزی سلول‌های پوست خود بیمار و تبدیل آن به سلول‌های قلبی یا عصبی، یک قلب یا مغز صدمه دیده را با این سلول‌ها ترمیم کنیم.

نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :