منشور روحانیت

  این روزها سالگرد  نوشتن و نشر نامه ای از حضرت امام خمینی است که به منشور روحانیت معروف شد. این نامه که در آخرین ماههای عمر پر برکت ایشان نوشته شد حاوی مطالب بسیار مهمی است. که لازم است بارها وبارها با دقت خوانده شود .  در زیر قسمتی از این نامه آورده شده است.

"نباید براى رضایت چند لیبرال خود فروخته در اظهارنظرها و ابراز عقیده‌ها به گونه‌اى غلط عمل کنیم که حزب‌اللّه عزیز احساس کند جمهورى اسلامى دارد از مواضع اصولى‌اش عدول مى‌کند. تحلیل این مطلب که جمهورى اسلامى ایران چیزى به دست نیاورده و یا ناموفق بوده است، آیا جز به سستى نظام و سلب اعتماد مردم منجر نمى‌شود؟! تأخیر در رسیدن به همه اهداف دلیل نمى‌شود که ما از اصول خود عدول کنیم. همه ما مأمور به اداى تکلیف و وظیفه‌ایم نه مأمور به نتیجه ...

من امروز بعد از ده سال از پیروزى انقلاب اسلامى همچون گذشته اعتراف مى‌کنم که بعض تصمیمات اول انقلاب در سپردن پست‌ها و امور مهمّه کشور به گروهى که عقیده خالص و واقعى به اسلام ناب محمدى نداشته‌اند1، اشتباهى بوده است که تلخى آثار آن، به راحتى از میان نمى‌رود؛ گر چه در آن موقع هم من شخصاً مایل به روى کار آمدن آنان نبودم ولى با صلاحدید و تأیید دوستان قبول نمودم و الان هم سخت معتقدم که آنان به چیزى کمتر از انحراف انقلاب از تمامى اصولش و هر حرکت به سوى آمریکاى جهان‌خوار قناعت نمى‌کنند،2 در حالى که در کارهاى دیگر نیز جز حرف و ادعا هنرى ندارند. امروز هیچ تأسفى نمى‌خوریم که آنان در کنار ما نیستند چرا که از اول هم نبوده‌اند. انقلاب به هیچ گروهى بدهکارى ندارد و ما هنوز هم چوب اعتمادهاى فراوان خود را به گروه‌ها و لیبرال‌ها مى خوریم، آغوش کشور و انقلاب همیشه براى پذیرفتن همه کسانى که قصد خدمت و آهنگ مراجعت داشته و دارند گشوده است ولى نه به قیمت طلب‌کارى آنان از همه اصول، که چرا مرگ بر آمریکا گفتید! چرا جنگ کردید! چرا نسبت به منافقین و ضدانقلابیون حکم خدا را جارى مى‌کنید؟ چرا شعار نه شرقى و نه غربى داده‌اید؟ چرا لانه جاسوسى را اشغال کرده‌ایم و صدها چراى دیگر.

و نکته مهم در این رابطه اینکه نباید تحت تاثیر ترحمهاى بی‌جا و بی‌مورد نسبت به دشمنان خدا و مخالفین و متخلفین نظام، به گونه‌اى تبلیغ کنیم که احکام خدا و حدود الهى زیر سئوال بروند. من بعض از این موارد را نه تنها به سود کشور نمى دانم که معتقدم دشمنان از آن بهره مى‌برند، من به آن‌هایى که دستشان به رادیو - تلویزیون و مطبوعات مى‌رسد و چه بسا حرفهاى دیگران را مى‌زنند3 صریحاً اعلام مى‌کنم: تا من هستم نخواهم گذاشت حکومت به دست لیبرال‌ها بیفتد، تا من هستم نخواهم گذاشت منافقین اسلام این مردم بى پناه را از بین ببرند، تا من هستم از اصول نه شرقى و نه غربى عدول نخواهم کرد، تا من هستم دست ایادى آمریکا و شوروى را در تمام زمینه‌ها کوتاه مى‌کنم و اطمینان کامل دارم که تمامى مردم در اصول همچون گذشته پشتیبان نظام و انقلاب اسلامى خود هستند.

ما نباید غفلت بکنیم، واقعاً باید به سمتى حرکت نماییم که إن‌شاءالله تمام رگه‌هاى وابستگى کشورمان از چنین دنیاى متوحشى قطع شود. استکبار غرب شاید تصور کرده است از اینکه اسم بازار مشترک و حصر اقتصادى را به میان بیاورد ما درجا مى‌زنیم و از اجراى حکم خداوند بزرگ صرف‌نظر مى‌نماییم4....ترس من این است که تحلیل‌گران امروز، ده سال دیگر بر کرسى قضاوت بنشینند و بگویند که باید دید فتواى اسلامى و حکم اعدام سلمان رشدى مطابق اصول و قوانین دیپلماسى بوده است یا خیر؟ و نتیجه‌گیرى کنند که چون بیان حکم خدا آثار و تبعاتى داشته است و بازار مشترک و کشورهاى غربى علیه ما موضع گرفته‌اند، پس باید خامى نکنیم و از کنار اهانت‌کنندگان به مقام مقدس پیامبر و اسلام و مکتب بگذریم! خلاصه کلام اینکه ما باید بدون توجه به غرب حیله گر و شرق متجاوز و فارغ از دیپلماسى حاکم بر جهان در صدد تحقق فقه عملى اسلام برآییم و الاّ مادامى که فقه در کتاب‌ها و سینه علما مستور بماند، ضررى متوجه جهان‌خواران نیست و روحانیت تا در همه مسائل و مشکلات حضور فعال نداشته باشد، نمى تواند درک کند که اجتهاد مصطلح براى اداره جامعه کافى نیست."

1-مقصود دولت بازرگان بوده است

2-متاسفانه اصلاح طلبان مدعی خط امام دلبستگی خاصی به این طیف دارند

3-اشاره به آقای منتظری که آن موقع قائم مقام رهبری بود

4-اشاره به حکم اعدام سلمان رشدی

/ 0 نظر / 15 بازدید